صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 62

موضوع: ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

  1. #11

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)


  2. #12

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-16
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    35
    نوشته ها
    1,928

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام

    دست همگی درد نکنه

    البته نویسنده این متن رو نمیدونم کی هست ، ولی خیلی جالب نوشته ، البته بعضیاش خیلی قدیمیه ، مثه مراد برقی و به سن من نمیخوره ، بعضیاشم جدیدتر

    راستی نوشابه زمزم یادتون هست ؟
    به مدت میگفتن تو درش 5 تا کلمه هست ، هرکی هر 5 تارو داشته باشه یه جعبه نوشابه بهش میدن
    زمزم نوشابه ایرانی ذائقه ی ایرانی

    منکه ندیدم کسی همشو پیدا کنه !

    یادش بخیر ، تشتک نوشابه رو صاف میکردیم و 2 تا سوراخ میزدیم وسطش ، بعد از توش نخ رد میکردیم و تابش میدادیم ، نخارو که میکشیدیم میچرخید و مثه اره برخی میشد همه چیو باهاش برید


    عکسا خیلی جالب بود ، من فکر کنم هنوز مداد رنگی و پاک کن قدیمیمو داشته باشم

    اگه پیداشون کردم حتما عکسشونو میزارم

    هنوز اون مداد تراش رومیزیمو دارم
    یادش بخیر میبردیم مدرسه همه جمع میشدن نگاه کنن
    اون خرده تراشاش چقدر جالب بود


    قدیما چقدر تو کوچه بازی میکردیم
    چقدر کاردستی درست میکردیم
    با کاغذ دفترمون فرفر درست میکردیم ، با یه سوزن ته گرد میزدیمش سر چوب حصیر فوتش میکردیم
    یا قایق درست میکردیم مینداختیم تو جوب و دنبالش میکردیم ببینیم مال کی بیشتر میره

    یا با کاغذ قورباغه درست میکردیم

    تیله بازی
    کارت بازی
    کارتای موتور و ماشین و هواپیما
    روش مشخصاتشو زده بود ، بعد میخوندیم مثلا سرعت ؟
    طرف میگفت 180 کیلومتر
    میگفتم من 200 کیلومتر
    کارتو نشونش میدادم و کارت اونو میبردم !


    منم یه قایق نفتی داشتم ، رنگش قرمز بود
    تو حوض خونه پدربزرگم باهاش بازی میکردم
    عمو کوچیکم فاصله سنیش با من کم بود و نمیزاشت قایقو خودم روشن کن و سر روشن کردنش کلی بحث داشتیم و میگفت تو بلد نیستی
    اما بعد از کلنجار رفت ، وقتی قایق روشن میشد ، کلی حال میکردیم و میشستیم نگاه میکردیم



    کارتونای قدیمیو نگو ....
    عاشق چاق و لاغر بودم
    همیشه دلم میخواست 1 بار تو ژیانشون بشینم
    حس میکردم واقعا زندست و جون داره
    روح مرحوم رسام شاد و دست جناب بیرنگ درد نکنه که اون فیلمو ساختن

    کلاه قرمزیم که دورانی داشت واسه خودش
    نوار کاست آهنگاش اومد بیرون
    از طرف مدرسه بردنمون فیلم کلاه قرمزیو سینما دیدیم
    چه دنیایی بود


    یادش بخیر ...



    یه پیشنهاد ، هرکی وسایل قدیمیاشو هنوز داره ازش عکس بگیره بزار اینجا تا خاطراتمون دوباره زنده بشه



  3. #13

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    11-07-06
    نوشته ها
    403

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام
    یادش بخیر....

    قایق موتوریایی که دوستان اشاره کردن رو ؛دخترا قایق پسرا رو که هر جمعه میذاشتن تو حوض خونه همسایه رو خراب میکردن تا قبل بازی پسرا یه نیم ساعتی برا درست کردنش معطل بشن


    شعر دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده خبر داری؟.......

    چقدر دوست داشتیم زودتر کلاس سوم بشیم مجوز با خودکار نوشتن رو بهمون بدن( من اینقدر ذوق داشتم چند رنگ خودکار خریدم

    یادش بخیر.....

    آدامس های عسلی که عکس خرس روش بود

    مداد قرمزایی که اسمشو گذاشته بودیم مداد گلی چقدرم پز میدادیم که مداد گلی داریم

    انگشترایی که یک بادکنک پلاستیکی بهش وصل بود تو دست قایمش میکردیم تا به دوستمون میرسیدیم فشارش میدادیم تا آب بریزه تو صورت دوستمون

    لیوانایی که جمع میشد توش آب میکردیم نصفه راه آبخوری و کلاس جمع میشد هر چی آبه از توش میریخت

    پسرا شیرن مثه شمشیرن...دخترا موشن مثه خرگوشن و برعکسش

    یادش بخیر......

    خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد


    بازی پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار

    هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد

    ظهرها منتظر میموندیم مامانمون بخوابه پاورچین بریم حیاط خلوت یا زیر زمین سر خیارشور و ترشیایی که برا زمستون انداخته بودن ناخنک بزنیم

    آدم برفی هایی که وسط کوچه با بچه ها درست میکردیم؛یکی شال ،یکی کلاهش و یکی هویج و....میاورد

    یادش بخیر.......منکه میگم کاش بچه میموندم
    خداوندا!
    یارش باش، پناهش باش، جهان تاریکی محض است *میترسم * کنارش باش.

  4. #14

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)


  5. #15

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-08-01
    نوشته ها
    552

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    ماشاالله
    وقتی این یادآوری رو می بینی و فکر می کنی می بینی سن وسالی ار مون گذشته... ها ......

    خیلی ها یادشون نمیاد (حتی هم سن و سال های من )
    بعد از کلی بازی و کوچه گرد شب می اومدیم خونه تازه یادمون می افتاد که مشق باید بنویسیم دفتر رو باز می کردی به مشق نوشتن و خوابت می برد..... بعد با پس گردنی از خواب بیداری میشدی :
    مامان : پاشو صبح شده
    شب قبل هم خواب این میدیدی که مشق ها رو تموم کردی چشم ت به صحفه می افتاد میدیدی 3 خط نوشتی

    زود گذشت
    سکوت سرشاراز ناگفته هاست

  6. #16

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    10-07-31
    محل سکونت
    تهران_تبریز
    سن
    31
    نوشته ها
    1,416

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام
    دقیقا اینو باهات موافقم مصطفی جان!
    ولی منم یه بار که حسابی رفته بودیم مهمونی برگشتیم خونه یادم افتاد که از دهقان فداکار سه بار باید بنوسیم(جریمه)
    تا خود ساعت 1 طول کشید وهمش داداشم قر میزد میگفت نمیخوای بخوابی؟
    بعدم تاساعت 10 خوابیدمو یادم رفت برم مدرسه ولی کلی از یه نفر کتک خوردیم
    یادش بخیر!
    راز دیگه مثل قدیم نیست همه رفتن دلم گرفت

  7. #17

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-08-01
    نوشته ها
    552

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    شما یادتون نمیاد و نمی تونید درک کنید که :

    بابای ادم بیاد مدرسه و به معلم کلاس چهار ابتدائی بگه این بچه درس خوند ،درس نخوند، مشق نوشت ،مشق ننوشت ،شما هر روز این بچه رو فلک کن و از فردای اون روز هم کار شما بشه صبح زنگ اول فلک شدن (بچه های امروزی می دونند فلک چیه ؟ )

    شما یادتون نمیاد
    پدر ادم رو به این خاطر که بیشتراز 4 تا تجدید داره برای تحویل کارنامه بخوان . و بعد از اومدن به مدرسه پدرتون بفهمه از انضباط ، قران ، عربی ، و تعلیمات دینی تجدید شدید

    شما یادتون نمیاد و تجربه هم نخواهید کرد

    بعد از دعوا توی کوچه بعد از کلی کتک کاری و زخم و زیلی شدن از ترس این که تو خونه کتک بخوری خونه نیای و بری دست به دامن بابابزرگ بشی یعنی چی ؟

    شما یادتون نمیاد
    که دختر خانمی وقتی قبل از ازدواج زیر ابرو بر میداشت چه محشر کبرایی میشد اما الان پسرها زیر ابرو بر می دارند که دختر ها کم میارند
    سکوت سرشاراز ناگفته هاست

  8. #18

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-08-01
    نوشته ها
    552

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سکوت سرشاراز ناگفته هاست

  9. #19

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    11-09-07
    نوشته ها
    336

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    خداييش ياد خاطرات گذشنه به خير!من كه خيلي دلم واسه بچگي تنگ شده.
    يادمه يه تلويزيون پارس(از اون زردا) داشتيم ، كانال عوض كردن بزرگترين معضلش بود. سر ناهار ساعت 2 بابام ميگفت پاشو اونو بزن كانال 1 ببينيم اخبار چي ميگه.منم با كلي اكراه يواش يواش پا ميشدم كه برم... بابام ميگفت تا تو برسي اخبار تموم شده... بنده خدا بعضي وقتا خودش زودتر از من به عوض كردن كانال ميرسيد.

    يادش به خير...
    زنهار! خواب غفلت و بيچارگي بس است
    هنگام كوشش است اگر چشم وا كني
    تا كي به انتظار قيامت توان نشست؟
    برخيز تا هزار قيامت به پا كني
    (مهدي اخوان ثالث)

  10. #20

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    10-07-31
    محل سکونت
    تهران_تبریز
    سن
    31
    نوشته ها
    1,416

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    راز دیگه مثل قدیم نیست همه رفتن دلم گرفت

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •