صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: سیر نقاشی ایران

  1. #1

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۳ شهریور ۹۳ [ ۰۰:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    730
    امتیاز
    9,613
    سطح
    1
    Points: 9,613, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    2,223
    سپاس شده 4,625 در 724 پست

    پیش فرض سیر نقاشی ایران


    سیر نقاشی ایران


    از اواسط عصر صفوی تا اواخر عهد قاجار

    هنگامی که شاه‌عباس اول در ۹۹۶ه. به حکومت رسید،مینیاتور ایران که پیشینه تابناکی را از عهد تیموری و اوایل صفوی پشت‌سرداشت، در اوج ترقی سیر می‌کرد و نگارگران شیرین‌کار و توانا در تنوع بخشیدن به کارهای خود و ابداع شیوه‌های تازه و تکامل بخش، همچنان راه جویی و رهیابی می‌کردند. این تکاپو، از "مکتب هرات" که از مهمترین و اصیل‌ترین مکتب‌های مینیاتور ایران است، آغاز شد و در تبریز در زمان شاه‌اسماعیل صفوی (۹۰۵ـ۹۳۰ه) رنگ و سنگی دیگر یافت و شیوه جالبی به همت امثال سلطان‌محمد، قاسم علی چهر‌ه‌گشا، مظفرعلی و دیگران به وجود آمد که "مکتب تبریز" نامیده شد. سپس در دوران پادشاهی شاه تهماسب (۹۳۰ـ۹۸۴ه) با جابه‌جایی پایتخت از تبریز به قزوین و تصرفات زیبنده‌ای که در مکتب سابق به عمل آمد، "مکتب قزوین" به ظهور رسید که دارای بسیاری از سحرآفرینی‌های شیوه "هرات" و "تبریز" بود و افزون بر این، از ظرافت‌های دیگر مانند جوان‌نمایی و خوشگل‌سازی چهره‌های اشخاص و ریزه‌کاری در منظره‌های عمارات سلطنتی بهره‌ها داشت.

    پس از آنکه بنابر تصمیم شاه‌عباس، پایتخت ایران از قزوین به اصفهان منتقل شد، عده‌ای از نگارگران دربار صفوی نیز به اصفهان کوچیدند و در این شهر هنرخیز به پدید آوردن نگاره‌های ارزنده خود در مینیاتور همت گماشتند؛ سلیقه‌های تازه‌ای که با پاسداری از اصالت فن، این نقاشان توانمند مانند رضا عباسی، حبیب‌الله مشهدی، فضل‌الدین حسینی، صادقی بیک، معین مصوّر و محمد یوسف در آفریدن آثار بدیع از خود به ظهور رساندند و تغییراتی که در صحنه‌پردازی و رنگ‌آمیزی و چهره‌نگاری و توجه به پدید آوردن نقاشی‌های تک صورته و چند صورته به وجود آوردند، سبک تازه‌ای را به معرض نمایش آورد که با مکتب‌های پیش از‌آن تفاوت داشت و به نام "مکتب اصفهان" شهرت یافت.

    مکتب نوزاد یاد شده که تا میانه‌های دوران شاه‌صفی گام به گام مراحل پیشرفت را می‌پیمود و استادان چربدستی چون شفیع عباسی، محمد یوسف، صادقی بیک و معین مصّور آن را کمال و رونق بخشیدند، تا آنجا پیش رفت که اگر از پاره‌ای جهات و از آن جمله رنگ‌آمیزی به پایه مکتب هرات و تبریز نرسید، ولی در صورت سازیهای مجالس و چهره‌های تک نفره بر مکتب‌های پیش برتری یافت. از ویژگیهای این سبک در چهره‌نگاری، نزدیک شدن آن به شبیه‌سازی است که در مجلس آرایی توجه برانگیز و خوشایند است. در این مکتب، مینیاتور ایران از تاثیر چینی‌سازی تا حد قابل توجهی دامن فراچید و چهره‌ها و مناظر به واقعیت نزدیک‌تر شد و رنگها به ملایمت و ماتی گرایید.

    از جمله نامبرداران این زمان رضای عباسی است که در عین تازگی کار، اصالت سبک را رعایت می‌کرد و افزون بر مجلس‌پردازی، در تک صورت‌سازی، یگانه عصر بود و شیوه شیخ محمد سبزواری و نگارگر معاصر شاه تهماسب را به سر حد کمال رسانید.
    مکتب اصثفهان پس از طی دوره بالندگی و رشد، هرچه به عصر پایانی صفوی نزدیک‌تر می‌شد، به انحطاط می‌پیوست و این فروافتادگی نه تنها در این مکتب، بلکه در مکاتب دیگر نیز مشهود بود و به‌طور کلی مینیاتور ایران در نقطه اوج خود گرایشی به سقوط پیدا کرد.

    چون پس از طی بیش از دویست سال که از آغاز ترقی مینیاتور می‌گذشت و شاهکارهای ارزشمندی در نقاشی ایران به دست استادان بزرگی مانند جنید، بهزاد، میرک، شیخ‌زاده، محمدی، سلطان محمد، میرسیدعلی و میرزاعلی و دیگران به عرصه‌ شهود آمده بود، به علت رکود و انحطاط عارض برای این هنر، ظهور یک تحول در سبک نقاشی انتظار می‌رفت و پدید آمدن شیوه تازه‌ای که در عین تفاوت با مینیاتور، مورد پسند هنرشناسان قرار گیرد زمینه پیدا کرده بود، از این رو تنی چند از استادان چیره‌دست، پس از آشنایی با روش پی‌گیری شده نقاشان هند در اقتباس پاره‌ای از ویژگیهای نقاشی فرنگستان و مأنوس شدن با این سبک از روی باسمه‌های فرنگی، بر آن شدند که در نقاشی ایران به گونه‌ای منطقی تغییراتی بدهند و اسلوب تازه‌ای پدید آورند.

    یکی از سردستگان نامور و موفّق این عده، محمد زمان بود که وقتی به حکم شاه عباس دوم برای فراگرفتن فنون نقاشی با چند تن دیگر به اروپا اعزام گردید، سخت مجذوب سبک فرنگی شد و شیوه نقاشان ایتالیا را آماج فراگیریهای خود ساخت و با استعداد فزون‌مایه‌ای که داشت، در این مکتب پیشرفتهایی حاصل کرد و در تقلید استادان طراز نخستین، نمونه‌هایی خوب به نظر رسانید؛ وی پس از دو یا سه سال توقف در رم، تصمیم به بازگشت به ایران گرفت و چون متهم به تغییر مذهب شده بود، اندک زمانی بعد از ورود به وطن، به سوی هندوستان رخت سفر بست و در آنجا از طرف شاه جهان با مقررّی و منصب داری به کشمیر فرستاده شد. این نقاش در هند، "سبک هند و ایران" را که از شاخه‌های مینیاتور ایرانی است، مورد تتبع قرار داد و از آمیختن سبک هندی با ایرانی و ایتالیایی مکتبی به نام "اندپرسان ایتالین" به وجود آورد. محمد زمان در این مکتب که التقاطی از چند شیوه بود، به تدریج جنبه ایرانی را بر دو جنبه دیگر چربانید و برتری داد و سبک معروف به "ایرانی‌سازی" را ابداع کرد. از ویژگیهای این سبک، اقتباس (دور و نزدیک نمایی) یاپرسپکتیو و رعایت قواعد مربوط به آن بود. افزون بر این، از ویژگیهای محلی ایران و چاشنی ظرافت و جاذبه مینیاتور ایرانی و لطافت پردازکاری و درخشندگی رنگها بهره کافی داشت و می‌توانست در برابر مینیاتور مطلق و تمام عیار که سبکی جدا از آن بود، خود را خوب و دلپذیر و گران مقدار نشان دهد؛ غیر از محمد زمان، استادان دیگری هم در بنیان‌گذاری و پیشبرد این مکتب نوبنیاد کوشیدند که از آن شمار می‌توان علیقلی جبّادار، استاد محمد، عباسی، ابدال بیک، محمدقاسم، محمدعلی بن محمد زمان و محمد حسن رضوی را نام برد.

    این شیوه تازه، پایه‌های پیشرفت را پیمود تا در دوران نادرشاه و اوایل عهد زندیه به اوج بلند پایه‌گی خود رسید و استادان بزرگی چون محمدعلی بیک و علی اشرف موفق به عرضه آثاری فاخر و دل‌انگیز شدند که از حیث صحنه آرایی و رنگ‌آمیزی و انطباق با قواعد فن و تابناکی الوان در حد اعلای هنری بود؛ ولی غمگنامه باید گفت که قطعات بازمانده از آن زمان به استثنای گل و بوته‌سازی علی اشرف، نادر و کمیاب است. این سبک در دوران زندیه، با اندک تصرفی به وسیله استادان نام پروری چون آقا صادق، میرزابابا، محمدباقر، آقازمان و ابوالحسن غفاری مستوفی به دوران قاجار وارد گردید و از جهت اسلوب، مبنا و شالوده نقاشیهای آن دوره قرار گرفت.

    در عهد قاجار، اساس کار نقاشی مبتنی بر سبک نامبرده بود؛ ولی تنوع بسیاری در نشان دادن شاخه‌های گوناگون این شیوه و ابتکارهایی در زمینه‌های مختلف پدید آمد که از ویژگیهای آن روزگار بود و پیش از آن سابقه نداشت.

    به‌طور کلی نقاشی در دوران قاجاریه به جهت گسترش در شعبه‌های جوراجور و تأثیر پذیری تام و تمامش از مکتب‌های فرنگی، ترقی کرد و آثار گوناگونی در سطوح مختلف و در فنون رنگارنگ به وجود آمد که درخورِستایش و داستان‌گوی ویژگیهای خود بود. متاسفانه باید خستو بود و معترف که این آثار ارزشمند چنان که باید، از طرف محققان هنر نقاشی و هنرشناسان مورد پژوهش و بررسی قرار نگرفته و شناخته نشده است تا آنجا که از روی ناآگاهی، برخی پنداشته‌اند که نگارگری این عصر از اهمیت چندان برخوردار نیست! قسمتی از این مهجوریت را باید به حساب محکومیتهای سیاسی دوران قاجار گذاشت که بر روی ترقیات هنری آن پرده‌ای تاریک فروافکنده است.

    در عصر قاجار، سرآمدان بزرگی در فنون نقاشی ظهور کردند که هر یک با سلیقه و ذوق خاص خود در یکی از شاخه‌ها و گاه در چندین شاخه از فنون این هنر والا، پدید آورنده شاهکارهای خیره‌کننده شدند و گوهرهای گران ارز و کمیایی را برگنجینه‌های فرهنگ و هنر این مرز و بوم افزودند.

    رشته‌های تذهیب، زرنشان، میناکاری، قلمدان آرایی، کتاب‌سازی و چهره‌نمایی همراه با منظره طرازی و تصویرنگاری آبرنگ و گل و پرنده‌نگاری و منظره افروزی باغ و بستان و بناهای عالی و تصویر رنگ روغنی و آبرنگ از شخصیت‌های نامی و تابلوسازی از رقاصه‌ها و رامشگران و دیوارآرایی از تصاویر رجال و بسیاری از شعب دیگر نقاشی در عهد قاجار به پیشرفت‌های فراوان دست یافت که درخورد انکار نیست و در این ترقی، تشویق پادشاهان و دولتمردان عصر تاثیر بسیار داشت.

    از آغاز این دوره تا پایان آن استادانی از قبیل آقازمان، آقاصادق، محمدباقر، میرزابابا، آقانجف، محمدهادی، محمداسماعیل، حیدرعلی، آقاعباس شیرازی، محمدابراهیم نعمت‌اللهی اصفهانی، آقا احمد فرزند آقانجف، آقاکاظم، صنیع‌الملک غفاری، آقابزرگ شیرازی، اسماعیل جلایر، ابوتراب غفاری، بهرام کرمانشاهی، محمودخان ملک‌الشعرا که کمال‌الملک و شماری دیگر، در افق هنر ایران طلوع کردند و روشنی بخش دیده صاحب نظران و هنر دوستان شدند. بیشتر این هنرمندان در تهران سکونت داشتند و آنان که در شهرستانها ساکن بودند، خریداران و مشتاقان هنرشان اکثر در تهران می‌زیستند.

    در عصر قاجار به همان نسبت که استعداد هنری صاحبان ذوق شکوفایی داشت و به سرحد کمال و پختگی رسید، علاقه به هنر و دلبستگی به آثار هنری در میان خواص مردم در سطح بالایی قرار داشت و طالبان محصولات هنری ارزشمند که از زیر دست استادان بیرون می‌آمد، کم نبودند؛ خاصه کسانی که در زمره رجال کشور به شمار می‌آمدند و ملقب به لقبهای مطنطن بودند، با به دست آوردن قرآنهای خطی مذهب و قلمدانهای نفیس و تابلوهای نقاشی و سرقلیان‌های مینایی و انگشتری‌های عقیق یمنی و مهرهای حکاکی شده و قاب آینه‌های لاکی و مرقعات زیبا از خوشنویسان بزرگ، خود را به عنوان اشخاص هنرگرای، فرهنگ پروژه، با کمال و اعیان منش معرفی می‌کردند و شاید در این جهت با هم رقابت می‌ورزیدند. گواه این مدعا، عرضه شدن چنین آثار و اشیایی برای فروش از طرف خاندانهای کهن و بازماندگان رجال مذکور است که در سالهای اخیر به خریداران مجموعه دار ارائه می‌شده و بیشتر آنها پدید آمده از سفارش دولتمردان و اعیان زمانی خود بود. باری، یکی از دستاویزهای نزدیک شدن به کانونهای قدرت و وسیله کارگشایی‌ها، همانا پیشکش کردن این‌گونه ساختمانها و اشیای هنری به صاحبان نفوذ و مقامات دولتی بود که در نتیجه افزایش طالبان آنها، کار هنرمندان رواج و رونق یافت و ساختمان آن به بهای خرید و فروش می‌شد.

    به هر تقدیر، عصر قاجاریان را باید از لحاظ ترقیات هنری در شئون مختلف نگارگری و کثرت هنر آفرینان گرانسنگ و رواج بازار نقش آفرینی، دوره‌ای فخرآفرین شمرده و استمرار ترقیات هنر را از دورانهای تیموری و صفوی و زند، در این زمان به دیده تحسین نگریست.

    منبع: سارا سایت


    سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
    آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم




  2. 8 کاربر از پست مفید mandana سپاس کرده اند .

    best (دوشنبه ۰۷ مرداد ۹۲),ghost (دوشنبه ۰۷ مرداد ۹۲),ho_ay_motlagh (دوشنبه ۰۷ مرداد ۹۲),kocheki (جمعه ۰۱ شهریور ۹۲),Melix (سه شنبه ۰۸ مرداد ۹۲),عباس ترابیان (دوشنبه ۰۷ مرداد ۹۲),shark (دوشنبه ۰۷ مرداد ۹۲),ztb (جمعه ۰۸ شهریور ۹۲)

  3. #11

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۳ شهریور ۹۳ [ ۰۰:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    730
    امتیاز
    9,613
    سطح
    1
    Points: 9,613, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    2,223
    سپاس شده 4,625 در 724 پست

    پیش فرض پاسخ : سیر نقاشی ایران


    تذهیب

    هرچند پیشرفت تذهیب (زرینه‌کاری) در عصر تیموری و صفوی، پایه این هنر را به حدی بالا برد که در آن سیاق و روش، درجه‌ای والاتر و برتر در ظرف گمان نمی‌گنجد، اما از حق نباید گذشت که در دوره قاجار نیز فن تذهیب و زرنشان با کمال زیبایی و فخامت و در سبک مستقل و ویژه خود به سرحد اعلای تکامل رسید و اگر در اصالت و تابناکی رنگ به پایه اوایل صفوی نمی‌رسد، ولی در پرکاری و ریزه‌کاری، تنوع و گونه‌گونی طرحها، ابتکار و درهم پیچیدگی چنگهای اسلیمی و نیز در صنعت طلااندازی (معروف به دندان موشی) برای زیر سطور، شاید بر آن پیشی گرفته باشد. در این عهد استادان گرانمایه تذهیب، کارهای شگفت‌انگیز از خود به یادگار گذاشتند و از آن گروه‌اند: محمدعلی بهار، عبدالوهاب مذهّب‌باشی، احمد و محمود پسران عبدالوهاب، میرزا رضی طالقانی، ابوطالب مدرس، میرزا یوسف مذهب شیرازی و آقامحمدعلی مذهب اصفهانی.


    سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
    آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم




  4. 7 کاربر از پست مفید mandana سپاس کرده اند .

    best (شنبه ۰۶ مهر ۹۲),ghost (شنبه ۰۶ مهر ۹۲),mosafer (شنبه ۱۱ آبان ۹۲),عباس ترابیان (جمعه ۲۶ مهر ۹۲),shabnam (پنجشنبه ۰۹ آبان ۹۲),shark (یکشنبه ۰۷ مهر ۹۲),ztb (جمعه ۰۵ مهر ۹۲)

  5. #12

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۳ شهریور ۹۳ [ ۰۰:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    730
    امتیاز
    9,613
    سطح
    1
    Points: 9,613, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    2,223
    سپاس شده 4,625 در 724 پست

    پیش فرض پاسخ : سیر نقاشی ایران


    نقاشی پشت شیشه

    نقاشی پشت شیشه یکی از جالبترین ودشوارترین شعبه های نگارگری است.که رونق آن به زمان زندیه و اوایل قاجار برمی گردد که از این شیوه مخصوصا برای تزیین برخی از اطاق های اشرافی مورد استفاده قرار می گرفت .


    موضوعات نقاشی پشت شیشه بیشتر مناظر طبیعی و کومه های روستایی ، زنان زیبا و چهره اشخاص سرشناس و تصاویر مرغ و ماهی بود که در دیوارها ، سقف کاخ ها و اتاق های آینه کاری تعبیه می گردید.

    در نتیجه استقبالی که ثروتمندان و اشراف آن دوره از این گونه نقاشی می کردند. باعث ترقی شایان توجه نسبت به این رشته گردید. که در جای خود درخور مطالعه و تحقیق است.


    منبع: سارا سایت
    باز نویسی شده برای سایت راز بقا




    سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
    آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم




  6. 6 کاربر از پست مفید mandana سپاس کرده اند .

    ghost (جمعه ۲۶ مهر ۹۲),mosafer (شنبه ۱۱ آبان ۹۲),عباس ترابیان (جمعه ۲۶ مهر ۹۲),shabnam (پنجشنبه ۰۹ آبان ۹۲),shark (پنجشنبه ۰۹ آبان ۹۲),ztb (یکشنبه ۲۸ مهر ۹۲)

  7. #13

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۳ شهریور ۹۳ [ ۰۰:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    730
    امتیاز
    9,613
    سطح
    1
    Points: 9,613, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    2,223
    سپاس شده 4,625 در 724 پست

    پیش فرض پاسخ : سیر نقاشی ایران


    نقاشی قهوه‌خانه‌ای

    نقاشی قهوه‌خانه‌ای به یک رشته نگارگری رنگ و روغن بر روی مشمع (مشما) اطلاق می‌شود موضوع این نقاشی داستان های مذهبی و شاهنامه ای و صحنه‌های جنگی در روز عاشورا می‌باشد که در اندازه‌ بزرگ برای تزیین قهوه‌خانه‌ها ساخته می‌شده است. نقاشان این رشته کسانی بوده‌اند که در سطح متوسط هنر کار می‌کردند و آثارشان متناسب با فرهنگ عامه و مردم پسند بوده است. نقاشیهای قهوه خانه ای مربوط به دوره قاجاریه است و تابلوهایی که مربوط به زمان پیش از آن باشد، به نظر این بنده نرسیده است. از نقاشان مشهور این فنمی توان ، مدبر و قوللر آغاسی را می‌توان نام برد.
    گفتگو و تعریف درباره هنر نقاشی در دوران قاجار در این مقاله کوتاه نمی‌گنجد، بلکه باید با تحقیق گسترده کتابها نوشت و در شناساندن آثار هنری این دوران همت کرد.


    منبع: سارا سایت
    باز نویسی شده برای سایت راز بقا

    پایان

    سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
    آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم




  8. 6 کاربر از پست مفید mandana سپاس کرده اند .

    ghost (چهارشنبه ۰۸ آبان ۹۲),mosafer (شنبه ۱۱ آبان ۹۲),عباس ترابیان (سه شنبه ۰۷ آبان ۹۲),shabnam (پنجشنبه ۰۹ آبان ۹۲),shark (پنجشنبه ۰۹ آبان ۹۲),ztb (سه شنبه ۰۷ آبان ۹۲)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •