EQ راه ساده اندازه گيري هوش يك حيوان است. EQ نسبت وزن مغز حيوان به وزن مغز يك حيوان نمونه با همان وزن بدن است.
واقعيت اين است كه حيوانات باهوش تر نسبت اندازه مغزشان به بدنشان بزرگ تر از حيوانات كم هوش تر است. اين به تعيين نسبت هوش جانوران منقرض شده كمك مي كند. معمولاً حيوانات خون گرم (مثل پستانداران) EQ بالاتري نسبت به حيوانات خون سرد (مثل خزندگان و ماهي ها) دارند. پرنده ها و پستانداران مغزهايي دارند كه حدود ده برابر بزرگ تر از ماهي هاي استخواني، دوزيستان و خزندگان با همان اندازه بدن است.
كم هوش ترين دايناسورها
دايناسورهاي اوليه به گروه سوروپودومورفا sauropodomorpha تعلق داشتند كه ميان كم هوش ترين دايناسورها با حدود 0.05 بودند. (هاپسون 1980)
باهوش ترين دايناسورها
ترودونتيدها (مثل ترودون) احتمالاً باهوش ترين دايناسورها بوده اند. به دنبال آنها دايناسورهاي درومائوسوريدها dromaeosaurid بالاترين EQ را بين دايناسورها داشتند كه حدود 5.8 بود. (هاپسون 1989)



مغز دایناسورها و هوششان چگونه بوده؟


EQ به وسيله فيزيولو‍‍ژيستي به نام "هري. جي. هريسون" در دهه 1970 توسعه پيدا كرد. جي. اي. هاپسون (يك ديرينه شناس از دانشگاه شيكاگو) با استفاده از قالب هاي مغز بسياري از دايناسورها درمفهوم EQ توسعه بيشتري به وجود آورد. هاپسون فهميد كه تروپودها (مخصوصاً ترودونتيدها) نسبت به دايناسورهاي گياهخوار EQ بالاتري داشته اند. پايين ترين EQ به سوروپودها، انكيلوسوروس و استگوسوريدها تعلق داشت.
مغز دوم؟
هميشه اين طوري فكر مي شد كه سوروپودهاي sauropod بزرگ (مثل برچيوس و اپاتوسوروس) و استگوسوروس يك مغز دوم داشتند. ديرينه شناسان حالا باور دارند كه آن چه كه آنها فكر مي كردند مغز دوم بوده است يك ستون فقرات پشتي بزرگ شده در ناحيه مفصل ران بوده كه شايد محتوي بافت عصبی ضخیمی بوده است. مركز عصبی ممكن است پاهاي عقبي و دم حيوان را كنترل مي كرده و از مغز ريز حيوان بزرگ تر بوده است.





منبع:020