نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: پاراگراف هاي انتخابي از كتابها

  1. #1

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    730

    پیش فرض پاراگراف هاي انتخابي از كتابها

    شهریار کوچولو همینجوری سلام کرد.
    مار گفت: «سلام.»
    شهریار کوچولو پرسید: «رو چه سیّاره‏ای پایین آمده‏ام؟»
    مار جواب داد: «رو زمین تو قارهٔ آفریقا.»
    - «عجب! پس رو زمین انسان بهم نمی‏رسد؟»
    مار گفت: «اینجا کویر است. تو کویر کسی زندگی نمی‏کند. زمین بسیار وسیع است.»
    شهریار کوچولو رو سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد. گفت: «به خودم می‏گویم ستاره‏ها واسه این روشنند که هرکسی بتواند یک روز مال خودش را پیدا کند!... اخترک مرا نگاه! درست بالا سرمان است... امّا چقدر دور است.»
    مار گفت: «قشنگ است. اینجا آمده‏ای چکار؟»
    شازده کوچولو گفت: «با یک گل بگومگویم شده.»
    مار گفت: «عجب!»
    و هردوشان خاموش ماندند.
    دست آخر شهریار کوچولو درآمد که: «آدم‏ها کجاند؟ آدم تو کویر یک خورده احساس تنهایی می‏کند.»
    مار گفت: «پیش آدم‏ها هم احساس تنهایی می‏کنی.»

    سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
    آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم




  2. #2

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    730

    پیش فرض پاسخ : پاراگراف هاي انتخابي از كتابها


    هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمد ،بدون اینکه مجبورش کنی !

    مثل همه عصرها

    زویا پیرزاد


    سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
    آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم




کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •