صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

  1. #11

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۰۵-۰۹
    محل سکونت
    تهران_تبریز
    سن
    29
    نوشته ها
    1,416

    پیش فرض پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    ای بابا چه بحث جالب شده!!!
    ولی درکل باید بشینیم وببینیم که چی میشه باید بسوزیم وبسازیم این حرفا هم نیست هرگلی بزنیم به سر خودمون زدیم.
    کلا ازتمام هموطنان عزیزم ه حق دیگرانو به هر نحوی رعایت میکنن چه ازبچه های شهرداری وبچه های بالاتشکر میکنم.
    راز دیگه مثل قدیم نیست همه رفتن دلم گرفت

  2. #12

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۱-۰۲-۰۵
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    58

    پیش فرض پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    چند روز پیش توی خیابون وایساده بودم که دیدم کامیون پخش یکی از شرکتها که برای یه مغازه جنس آورده بود و داشت دنده عقب میگرفت خیلی محکم به ماشینی که کنار خیابون پارک کرده بود برخورد کرد و خسارت زیادی به بار آورد. ماشینی که پارک بود به کامیون گیر کرد، کامیون به سمت جلو حرکت کرد و ماشینو ده سانت با خودش کشید و اونو کج کرد. ویزیتور شرکت پیاده شد تا ببینه چه اتفاقی افتاده. کامیون که راه رو بند آورده بود حرکت کرد که راه باز بشه و من در کمال تعجب دیدم که کلا رفت. ویزیتور بعد از اینکه یه نگاهی به ماشین داغون شده انداخت موبایلشو در آورد و شروع کرد به صحبت کردن و قدم زنان وارد پاساژی که در اون نزدیکی بود شد و دیدم که از در بالایی خارج شد و رفت و دیگه ازش خبری نشد و فقط یه ماشین داغون از این قضیه باقی موند که صاحبش هم از بلایی که سر ماشین اومده بود خبر نداشت.
    البته من شماره پلاک و شماره شناسایی کامیون و شرکت پخش رو یادداشت کرده بودم و بعد از چند ساعت که دیگه خبری از ویزیتور یا کامیون نشد کاری که به نوعی وظیفه م بود انجام دادم.
    به خیال خودشون زرنگی کردن.

  3. #13

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۱۱-۳۰
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    317

    پیش فرض پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    سلام
    من هر وقت خیابونا شلوغه برای تسریع در رفت و آمد از موتور سیکلت استفاده میکنم .
    موتورم رو کنار خیابون پارک کردم و رفتم توی پاساژی که مغازه های موبایل فروشی توش زیاده . 10 دقیقه بعد اومدم بیرون و چشمتون روز بد رو نبینه . دیدم موتورم افتاده زمین و داغون شده . ماشین اومده بهش زده و رفته .
    اون موتور رو فروختم .
    جریان موتور بعدی :
    گوشه خیابون پارک کردم و رفتم که مجله بخرم . یارویی که پشت موتورم ماشینشو پارک کرده بود شروع به حرکت کرد و موتور رو یک متر بجلو حل داد تا بتونه از پارک در بیاد . تو رو خدا شما به این کارا چی میگین .
    من میگم وحشی بازی .
    بچه ها خیلی مواظب باشین . آدمای وحشی دارن توی این مملکت زیاد میشن .
    اینا باید به مراکز نگهداری حیوانات وحشی برده بشن و چند صباحی اونجا بمونن تا بفهمن باید واقعا آدم باشن نه حیوون آدم نما .

  4. #14

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۱۱-۳۰
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    317

    پیش فرض پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    سلام .

    چند وقت پیش خودم و دخترم سوار موتور می رفتیم خونه مادر زن عزیز . داشتم از گوشه میرفتم . بین راه یه راننده میخواست مسافرش رو پیاده کنه . چیکار کرد ؟ چسبوند به بغل موتور و منو حل داد سمت جدول کنار خیابون . موتور و منو دختر بچم چسبیده به در ماشین خوردیم زمین .
    میدونین راننده چیکار کرد ؟
    اومد بیرون و بدون اینکه به ما نگاه کنه به در ماشینش نگاه کرد ببینه زخمی شده یا نه . بعد دوباره بدون اینکه بما نگاه کنه - سوار شد و رفت . من تا بخوام از زیر موتور بلند شم و بگم حیوو . . . . دیدم رفت .
    شما به این جاندار چی میگین ؟
    آیا این یک انسان بود ؟
    آیا این یک حیوان بود ؟
    اگر حیوان بود از چه نوعی بود ؟
    آیا اهلی بود ؟
    آیا وحشی بود ؟

  5. #15

    Smile پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند


    [/QUOTE]

    آخخخخخخخخخخخخخخخخخخ گفتی! چند وقت پیش عروسی دوستم بودم! ملت انگار تو زندگیشون گوشت نخوردن! همه کاملا رژیمی!!!! فقط گوشتای روی برنجارو درو می کردن واسه همین خیلی ها فقط برنج بهشون رسید! به این می گن ببخشید گدا بازی!!![/QUOTE]

    راستش منم این صحنه خیلی زشت رو تو عروسیها و مهمونی ها زیاد دیدم. تازه طرفی که یک چنین رفتار زشت و دور از فرهنگی رو داره فکر میکنه شما که ندارید مثلا دارین کلاس میزارین. البته من تا حدود زیادی با نظرات آقای ترابیان و سایر دوستان موافقم اما باید دید میانگین فرهنگی جامعه ما رو به کدام سو دارد؟ سمت تاریک و منفی یا روشن و مثبت. معلومه که هنوز خوبی ها هست معلومه که هنوزم آدم های خوب بسیارند اما برایند عملکرد کدام یکی قوی تر است ؟؟؟ نکته اینجاست
    دستانم را در باغچه می کارم ،سبز خواهند شد

  6. #16

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۰۵-۰۹
    محل سکونت
    تهران_تبریز
    سن
    29
    نوشته ها
    1,416

    پیش فرض پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    بله اینجاست!بارو کنید اینجاست!
    تنها جایی که خیلی بهم خوش گذشته واقعا همه همدیگرودوست دارن همینجاست حتی از محل کارمم بهتر این یک مجازاتیست برای آنان که نمیدانند ونمیفهمندونمیخواهند که بفهمن!
    راز دیگه مثل قدیم نیست همه رفتن دلم گرفت

  7. #17

    Smile پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی . . . مایکل اسکارفیلد !

    به نظرم جان کلام در این جمله نهفته است. همه ما و اول خود من باید بشینیم و بررسی کنیم و شاید مجبور شویم خیلی چیزها را مورد بازنگری قرار بدهیم. هیچ تعارفی هم وجود ندارد. به هر حال همه ما سلول های سازنده این اجتماع هستیم. اگر افراد احساس مسئولیت کنند و اول از خود و اطرافشان شروع کنند کم کم و نه تند و سریع جامعه هم دستخوش تغییر خواهد شد. دو ماه پیش رفته بودم جنگل 3 هزار بعد از مدتها کنار رودخانه ای که از علم کوه جاری بود چشمتون روز بد نبینه کناره های رودخانه جایی که افراد بهش دسترسی داشتن پر از زباله بود. خب ببینید طرف آمده از طبیعت لذت برده و آخر سر بابت دست درد نکنه زباله هاش رو همان جا رها کرده! آن هم چه زباله هایی که روم نمیشه بگم شامل چه چیزهایی بود. بگذریم! از اون ور کلاردشت که یک زمانی بهشت ایران می خوانندش باور کنید تا سر قله کوه شده بود ویلا!!! باور کنید تا قله! ساحل دریا هم که دیگر حرفش را نزنید سرشار از زباله بود و من ندیدم اصلا این زباله ها جمع آوری شوند ! آب فاضلاب ویلاها هم که مستقیم میریخت تو دریا و بعضی از قسمت های ساحل بوی تعفن میداد !!! خب اگر طبیعت دره ای برای فرد و یا سازمان مجوز دهنده ارزش داد به هیچ عنوان شاهد این فاجعه زیست محیطی نبودیم. به هر حال باید از جایی شروع کرد. چه اشکال داره اگر هر وقت برای تفریح به طبیعت میریم چندتا کیسه زباله هم با خودمون ببریم تا زباله باقیمونده افراد بی مسیولیت را جمع و امحا کنیم؟ یا سالی یک درخت بکاریم. حتی توی جای خالی پارک محلمون !و خیلی کارهای دیگر اگر همه یک جا و تو یک شهر بودیم می تونستیم این کارها را گروهی انجام بدیم ولی حالا که نیستیم به صورت فردی می توان انجام داد.
    دستانم را در باغچه می کارم ،سبز خواهند شد
    ویرایش توسط عباس ترابیان : سه شنبه ۰۹ خرداد ۹۱ در ساعت ۱۴:۵۴ دلیل: ذخیره تصویر در راز بقا

  8. #18

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۱۱-۳۰
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    317

    پیش فرض پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    محل زندگی بنده شمال هست . و شما میدونین که تمام این منطقه گردشگری و پر مسافره .

    اما محل گردشگری که باید برای باز شدن دل آدم و تمدد اعصاب و روان آدمای خسته از زندگی ماشینی باشه شده محل زباله دانی .

    منطقه هم وسیع هستش . میلیونها نگهبان میخواد .

    بنده خودم اگه آدامس هم بخورم پوستش رو میزارم توی جیبم تا یه سطل زباله پیدا کنم که بندازم توش و یا اینکه میارم خونه . به بچه هام هم یاد دادم . اونها هم هرچی میخورن پوستش رو توی دستشون نگه میدارن تا توی زباله دونی بندازن .

    ما سالهاست که از خودمون شروع کردیم . ولی وقتی میریم گردش همه جا با زباله مواجه میشیم .

    پس کی میخواد همه گیر بشه و فرهنگ نظافت و رعایت بهداشت فردی و عمومی نهادینه بشه ؟ کی ؟

    یعنی ما اون روز رو میبینیم ؟

    خدا کنه .


  9. #19

    Smile پاسخ : بی فرهنگی هایی که برخی «زرنگی» می پندارند

    دوست گرامی ، به نظر من 100% شدنیست. خودداری در ریختن زباله در مکان های عمومی به منزله احترام به حقوق شهروندی سایر افراد است و این مطلب را می توان به صورت گسترده در کتب درسی قرار داد و در سالهای دبستان ، راهنمایی و دبیرستان آن را به جوانان و آینده سازان آموزش داد. شما الان کتب درسی بچه ها را نگاه کنید ببینید چقدر احترام به طبیعت و حقوق شهروندی در آن گنجانده شده است؟ خیلی کم !
    بچه های شما ممکنه که دیگه آشغال نریزند اما خیلی از بچه ها هستند که آشغال ریختن را متاسفانه از پدر و مادر خود آموخته اند. بنابراین مسئله حفاظت از محیط زیست و رعایت حقوق شهروندی یک کار دوجانبه و گسترده را می طلبد. از یک سو ارگان های آموزشی و از سوی دیگر خود خانواده ها! الان در برخی از کشورها مکانهایی جنگلی وجود دارد که 40 سال پیش توسط محصلین درختکاری شده است و الان به جنگل انبوهی بدل شده. خب خودتون مقایسه کنید کشوری در فوق برنامه بچه ها آموزش درختکاری و احترام به طبیعت میدهد و کشور دیگری کلا طبیعت و محیط زیست را از برنامه های خود حذف کرده است. نمونه اش همون زمینهای کشاورزی و جنگلی شمال که برای فروش عرضه شده اند. خلاصه درد خیلی عمیق است ولی باز هم اعتقاد دارم افراد به عنوان سلول های سازنده جامعه نقش تعیین کننده ای در این بین بازی می کنند
    دستانم را در باغچه می کارم ،سبز خواهند شد

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه ۲۱ خرداد ۸۹, ۱۷:۴۶

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •