صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 62

موضوع: ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

  1. #1

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام

    خيلي از مايي كه در اين سايت فعاليت مي كنيم، بچه هاي دهه هاي 50 و 60 هستيم. يعني كودكي ما توي اون دهه ها گذشته. مطمئنم همه ما خاطرات تلخ و شيرين زيادي از اون دوران داريم كه مي تونيم اينجا اونها رو براي هم مرور كنيم.

    گاهي بعضي از اون خاطرات مشترك از يادمون رفته اما مي شه با كمك هم اونها رو دوباره به خاطر بياريم.

    پس كودكان دهه هاي 50 و 60

    اين قسمت متعلق به همه شماست

    بشتابيد...
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  2. #2

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    شما بچه هاي امروز يادتون نمي ياد يعني نبوديد كه يادتون بياد...


    شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم


    شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !


    شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..


    شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.


    شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ


    شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.


    شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.


    شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.


    شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !


    شما یادتون نمیاد، موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.


    شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.


    شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.


    شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !


    شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!


    شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.


    شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .


    شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.


    شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟


    شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !


    شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !


    شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !


    شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !


    شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !


    شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن


    شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !


    شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !


    شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !


    شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !


    شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!


    شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !


    شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !


    شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !


    شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.


    شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!


    شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا


    شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.


    شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!


    شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.


    شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…


    شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.


    شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!


    شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!


    شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.


    شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…


    شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.



    يادش بخير...

    ياد كودكي هامون بخير...

    ياد بچه هاي ديروز بخير...

    كودكي هاي اون دوران، رنگ و بوي ديگه اي داشت...
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  3. #3

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    نوشته ها
    4,519

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام

    دست ندا خانوم درد نکنه
    البته ما اقایون یه چیزایی یادمون میاد اگه اقرار محسوب نشه

    ولی گمون نکنم خانوما چیزی یادشون بیاد .
    اخه هیچ خانومی که سنش به ده های 50 و 60 نمی رسه .

    شما یادتون نمیاد،خوب بایدم نیاد ، اون قدیما میگفتن
    خانوما سنشون از 25 یا 30 که بالاتر نمیره .

    دروغ چرا

    تا قبر آ آ آ آ

  4. #4

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    نقل قول نوشته اصلی توسط abbas torabiyan نمایش پست ها
    سلام

    دست ندا خانوم درد نکنه
    البته ما اقایون یه چیزایی یادمون میاد اگه اقرار محسوب نشه

    ولی گمون نکنم خانوما چیزی یادشون بیاد .
    اخه هیچ خانومی که سنش به ده های 50 و 60 نمی رسه .

    شما یادتون نمیاد،خوب بایدم نیاد اون قدیما میگفتن
    خانوما سنشون از 25 یا 30 که بالاتر نمیره .

    دروغ چرا

    تا قبر آ آ آ آ
    سلام

    تقصير منه كه خواستم براي پيرمردهاي سايت، يك تاپيك مجزا درست كنم.

    اون "ما" كه عرض كردم منظورم "ماي نوعي" بود. خودم رو كه نگفتم.

    اين خاطرات هم، خاطرات پدرمه كه براتون گذاشتم اينجا

    (شوخي)

    متشكرم
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  5. #5

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    11-10-09
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    781

    Thumbs up پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)






    داغ اولاخ...اوجــــا اولاخ ... آشــــــــمیاخ
    دریــــا اولاخ...موج اولاخ ... داشــــــمیاخ
    ایلان اولاخ... افعی اولاخ...ساشــــمیاخ
    کیشی اولاخ ... سوز وراخ...گاشـــمیاخ


  6. #6

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    10-07-31
    محل سکونت
    تهران_تبریز
    سن
    30
    نوشته ها
    1,416

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام
    دمت گرم نداخانم!
    من که حال کردم واقا یادش بخیر البته اینو نگفتید که توی کلاس وقتی میخواستن مارو تنبیه کنن یه سطل آشغال میدادند دستمون میگفتن نگه دار تازه یه پاتم بالا بگیر!
    من اینو داداشم که 4سال از من بزرگتره به من یاد داده بود وکلی تو بچگی با همتمرین کرده بودیم ولی اصلا نمیدونستم برای چی هست ؟
    بعد که رفتیم مدرسه دوزاریمون افتاد که آره.......!!!!
    راز دیگه مثل قدیم نیست همه رفتن دلم گرفت

  7. #7

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-16
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    33
    نوشته ها
    1,928

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام

    ممنون ندا خانم ، دستتون درد نکنه
    متن جالبیه ، فقط خوب میشه دوستان بیان و از خاطرات خودشون هم بگن

    یادمه بچه که بودم ، خودکار بیک رو برمیداشتم ، میگرفتم روی اجاق گاز و حرارتش میدادم ، بعد با قاشق داغ ، ته لوله خودکارو کیپ میکردم و توش فوت میکردم

    لوله خودکار باد میکرد و باید آروم توش فوت میکردی
    اگه محکم فوت میکردی میترکید و اگه آروم فوت میکردی ، موچاله میشد و میچسبید به هم

    آروم فوت میکردی تا خنک بشه ، بعد با دم و باز دم بادش میکردی و کلی حال میکردی

    با رفقا کل مینداختی که کی بهتر میتونه درست کنه و خودکار کی بزرگ تر میشه

    یادش بخیر

  8. #8

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-06-22
    محل سکونت
    rasht
    نوشته ها
    705

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام

    خیلی موضوع خوبیه ممنون

    البته اگه پبرمرد های عزیز فقط تشکر نزنن

    ما ته خودکار بیک رو رو اجاق گرم میکردیم با چاقو تیغ مدادتراش رو باز میکردیم میذاشتیم رو قسمت حرارت

    خورده لوله خودکار با دستمال روشو فشار میدادیم گیر میکرد تو لوله بعد باهاش قلم خوشنوبسی می

    تراشیدیم

    روزشماری میکردیم کلاس پنجمی بشیم موقعی که سر صف نصیحت میکنن بگن شما پنجمی ها که گل سر

    سبد مدرسه هستین چرا فلان کارو کردین؟

    خودمونو به درو دیوار میزدیم بازوبند پارچه ایی که روش نوشته انتظامات رو بدست بیاریم

    عاشق چبیس فرید و پفک نمکی بودیم

    دنبال آدامس بادکنکی بودیم که روش عکس اون پسر چاقه بود و دشمن ادامس جوجه که خوب باد نمی شد

    میگفتیم کی میشه بتونیم یه نوشابه شیشه ای سیاه رو تا ته بخوریم

    تا میگفتن شیر اومده همه با شیشه ها به سمت خوار وبار فروشی میدویدم

    مبرفتیم سراغ بقول خودشون پسر خفن محله به شو نوار کوچیک ازش کرایه کنیم

    الکی سن خودمونو زیادتر میگفتیم تا متصدی وسایل تو شهر بازی (با نگاه معنی داره خودتی) اجازه بده سوار بشیم

    کلی زمین میخوردیم تا بتونیم رو دوچرخه دستامون رو از رو فرمون برداریم
    سر اسلحه رو رو به آسمون گرفت و ماشه رو کشید. گفت «. خدا کنه برگرده همینجایی که من نشستم »:

  9. #9

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    11-03-09
    نوشته ها
    1,021

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    نقل قول نوشته اصلی توسط neda_ariania نمایش پست ها
    شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !
    قبل از هر چیز باید آفرین بگم به این حافظه!در طول مدتی که متن رو میخوندم بارها با خودم گفتم "ا راست میگه ها!!" در واقع بسیاری از این مسایل فراموشم شده بود!
    ولی یک چیزی رو اشتباه کردید!سر زد از افق تقریبا مال اوایل 70 باید باشه!قدیما پس از اتمام برنامه ها سرود دیگه ای پخش میشد که خود سرود انقدر طولانی بود که تا صبح طول میکشید!...
    شد جمهوری اسلامی بپا که هم دین دهد هم دنیا به ما!....
    خیلی دوست دارم این سرود رو دوباره بشنوم...

    یاد عکسهای آدامسهای cincin و maradona italia 90 و fifa 2004بخیر چقدر عکس بازی کردیم و سر عکسها بحث و جدل میکردیم!!
    و بله! هنوز که هنوزه از بوی نفت در حال سوختن خوشم میاد چون منو یاد همون قایقهای نفتی که گفتید میندازه....
    وبه نوشته شما اضافه کنم که...



    شما یادتون نمیاد،که وقتی رادیو اعلام میکرد:" توجه!توجه! علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز یا خطر است و معنی و مفهوم آن اینست که .....(منم درست یادم نمیاد!)....محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید" چه غوغایی برپا میشد...

    شما یادتون نمیاد،که وقتی قرار شد یک کانال جدید به دو کانال قبلی اضافه بشه که به فوتبال نگاه ویژه داشته باشه چقدر ذوق کردیم!

    شما یادتون نمیاد،که بخوان!ایران بخوان!قضیه ش چی بود که چند ماه ملت سرکار بودن!

    شما یادتون نمیاد،که مسابقه هفته خدابیامرز منوچهر نوذری عزیز چی بود و چقدر بیننده داشت!

    شما یادتون نمیاد،که ناغافل "تهران ساعت 20" نوذری و شجاعی مهر رو بی هیچ توضیحی قطع کردند و ملت موندن تو خماری!

    شما یادتون نمیاد،که یه زمانی تو اوج جنگ نوشابه 5 تومان و شیر،شیشه ای 2 تومان بود وتازه اواخر جنگ شیر بدون سوبسید اومده بود،شیشه ای 9 تومان!

    شما یادتون نمیاد،که یک نصفه شبی موقع پخش جام جهانی 90 ایتالیا چه صدای عجیبی بلند شد و چطور زمین دیوانه وار میلرزید تا هموطنان عزیزمون در شمال کشور رو ببلعه و مردم رو در بهت و حیرت فرو ببره که خدایا!یعنی بدبختی های جنگ بس نبود!؟؟ولی به هرحال تقدیر دیگه...خدا هم هیچ کارش بی حکمت نیست...

    شما یادتون نمیاد،که یک سال اونقدر بمب بارون و موشک بارون شدید شد که مدرسه ها رو تعطیل کردن و از طریق تلویزیون برای مقاطع مختلف برنامه های آموزش دروس رو پخش میکردن

    شما یادتون نمیاد،که تازه آهنگ "سال سال این چند سال هر سال میگیم دریغ از پارسال" هایده اومده بود و خیلیها در حالی زمزمه اش میکردن که نمیدونستن این ترانه از پیشگوییهای نوستراداموس قابل اعتنا تره و روزی میرسه که این ترانه واقعاوصف حالشون بشه....(بحث سیاسی نیستا)

    آره یادش بخیر...

    یاد پدر بزرگ خدابیامرزعزیزم، یاد حیاط کوچک باصفای خونه ش،یاد گلخونه روبروی در حیاطش،یاد مرغ عشقها و قناریهاش ،یاد تک سهره داخل قفس روی دیوار که عاشق قرمزی پشت نوک و زردی روی بالهاش بودم و هنوز که هنوزه انگار داره جلو چشمم ورجه وورجه میکنه،یاد درخت شاه توت گوشه حیاط و گل ساعتی روی دیوار مدرسه مجاور،یاد بوی خاک بعد از آبپاشی حیاط توی شبهای تابستون ،یاد شبهای تاریک و نورمهتابی ته حیاط و مارمولکهای زیرش!!!یاد هزارپا های توی باغچه!!!....و صد البته کرمهای خاکی!!!!!!!!!یاد آکواریومها و کبوترهای دایی خدابیامرزم ...یاد برگ شویدیهای کنار حیاط با اون میوه های نارنجیشون...یاد همه شون بخیر و لعنت به اون لبه های سوزنی برگهاشون که همیشه روی اعصابم بود!یاد "مثلا" تریلی 18 چرخی که با گچ صورتی روی آجرهای اون خونه کشیدم و هنوز آثارش هست ولی از اون حال و هوا،از اون آدما و جونورها(!) دیگه خبری نیست،بخیر!یاد خونه ای که دیگه داره خراب میشه و چند وقت دیگه قراره که دیگه نباشه بخیر.......ولی دم برگ عبایی های پدر بزرگ گرم که هنوز قهرمانانه به زندگی ادامه میدن...یادم باشه چندتا شون رو بیارم خونه مون...ای بابا! فعلا کافیه...بد نیست دوباره جواد عزیز بیاد و دوتا کامنت باحال بذاره که هم خودش رو دعا کنیم هم خانواد ه ش رو.
    راستی بالاخره دوستان تکلیف تاریخ تولد حضرت مسیح رو توی شوت باکس روشن نکردنا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!
    ویرایش توسط amr : Wednesday 04 January 12 در ساعت 04:06

  10. #10

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    10-07-31
    محل سکونت
    تهران_تبریز
    سن
    30
    نوشته ها
    1,416

    پیش فرض پاسخ : ياد باد آن روزگاران ياد باد... (ويژه كودكان دهه هاي 50 و 60)

    سلام
    ممنونم از این همکاریتون همه گی
    ولی حسین جان ما بااون تیغی که سر خودکار میساختیم یه کارای دیگه میکردیم
    پسر این شیشه شیرهایی که سرشون آلمینیوم داشت(فویل)یادتونه به خدا هنوز شیری به خوش مزه گی اونانخوردم هنوز مزش زیر لبمه!!!
    دوستان یه چندتا دل داغ کن یا هرچی دوست دراید اصلا دیل آتیش زن براتون دارم:
    برنامه های تلوزیونارو که یادتونه؟
    اینم یه چندتاییشه:








    ودرآخر این فیلمو یادتونه؟چقدر اشک راه بنداز بود داداشم چقدر پاش گریه میکرد


    راز دیگه مثل قدیم نیست همه رفتن دلم گرفت

صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •