صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: قانون و جامعه

  1. #1

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض قانون و جامعه

    سلام
    در پی بحث دوستان در بخش میزگرد داغ، در این تاپیک، بحثی را آغاز خواهیم کرد که در آن به چگونگی عملکرد قوانین در جامعه خواهیم پرداخت.به راستی چگونه قوانین مورد پذیرش یک جامعه قرار می گیرند و یا توسط آن جامعه کنار زده می شوند؟ نقش و ارتباط فرهنگ و قوانین چیست؟ اقتصاد در کجای این بحث قرار می گیرد؟
    مشارکت دوستان موجب کمال امتنان خواهد بود.
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

  2. #2

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض

    پیش از ورود به بحث، شاید بد نباشد که یکی از تقسیم بندی های قوانین را که بحث ما مربوط می شود عرض کنیم.
    قوانین را می توان به دو دسته کلی قوانین جزایی و قوانین و قواعد حقوقی(خصوصی) تقسیم نمود. در قوانین جزایی قانون گذار عملی را جرم معرفی می نماید و برای آن مجازات تعیین می کند که این مجازات بسته به عوامل مختلف(که عرض خواهد شد) می تواند طیف گسترده ای را از جزای نقدی تا کیفر اعدام در بر گیرد.
    اما در مورد قواعد و قوانین حقوقی، قانونگذار به روابط خصوصی افراد نظر دارد و با هدف تنظیم روابط شخصی(مانند قوانین مربوط به وصیت) و یا اقتصادی(مانند قوانین مربوط به خرید و فروش) افراد اقدام به تعیین قواعد و مقرراتی می کند که ضمانت اجرای آنها مجازات نیست.
    مثلا در قوانین مربوط به وصیت می خوانیم که وصیت تنها نسبت به یک سوم دارایی فرد موثر است و اگر فردی به بیش از یک سوم دارایی خود وصیت کرد صحت این وصیت منوط به اجازه ورثه اوست. در اینجا قانونگذار نمی گوید اگر فردی به بیش از یک سوم دارایی خود وصیت کرد او را به پرداخت فلان قدر جزای نقدی محکوم می کنم. بلکه می گوید در صورتی که چنین وصیتی انجام شد من قانونگذار تنها از وصیت نسبت به یک سوم دارایی حمایت می کنم و نسبت به مابقی اجازه وراث لازم است.
    یعنی مشاهده می شود در بیشتر موارد می توان بر خلاف قوانین حقوقی توافق نمود. تنها مانعی که در این راه وجود دراد نظم عمومی و اخلاق حسنه است که در جای خود بیشتر در مورد آن بحث خواهیم کرد.
    اما ضرورت هایی که موجب می شود قانونگذار هر یک از قوانین فوق را تصویب و اعمال کند مسلما متفاوت است و این قوانین اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. اما به راستی چه چیزی است که ما را به رعایت قانون(چه کیفری و چه حقوقی) وادار می کند؟ فرهنگ، اجبار و ترس، اقتصاد، وجدان و دین و یا عوامل دیگر؟
    نقش هر یک از موارد یاد شده برای ایجاد یک جامعه قانونمند چقدر است؟
    منتظر شنیدن نظرات دوستان هستیم...
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

  3. #3

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض

    برای اینکه بتوان بحث را با نظم بیشتری پیش برد در آغاز تنها از قوانین کیفری و جزایی سخن خواهیم گفت.
    به راستی چه عواملی در اجرای قوانین کیفری موثرند؟ آیا صرف تعیین و حتی اعمال مجازات باعث خواهد شد هدف قانونگذار که همانا جلوگیری از انجام فعل مشخصی(که جرم نامیده می شود) برآورده شود؟
    آیا همه اعمالی که در قانون جرم تلقی شده اند از نظر من و شما (که شهروندان عادی و قانونمندی هم هستیم) قبیح تلقی می شوند و ما از انجام آن اعمال خودداری می کنیم؟
    آیا می توان با انجام تبلیغات (مانند تیزر های سیا ساکتی و داوود خطر) جامعه را از انجام فعلی خلاف (مثل جرایم راهنمایی و رانندگی) باز داشت؟
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

  4. #4

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-01-24
    محل سکونت
    مهاباد
    نوشته ها
    423

    پیش فرض

    سلام

    ضمن تشکر از از آقای مظهری برای ایجاد این تاپیک.
    من با اجازه اساتید شروع می کنم.

    به نظر من ما باید فرهنگ قانون پذیری داشته باشیم تا قانون رو اجرا کنیم. ما باید بدونیم که اگه کمربندمون رو نبندیم چی در انتظارمون خواهد بود و خودمان بدون نیاز به پلیس اجراش کنیم.

    ما باید بدونیم قانون کپی رایت چه مزایایی دارد تا خودمان از ته دل اجراش کنیم نه از ترس جریمه شدن.

    اگه قرار باشه که از روی ترس باشه به درد نمی خوره چون اگه ناظر حضور نداشته باشد ما خلاف می کنیم.

    تبلیغات هم برای اطلاع رسانی هست تا ما بدونیم که این چیزی که می گن قانونه چه مزایایی دارد و قبولش کنیم.

    موفق باشید
    اگر جان را خدا داده است ! چرا باید تو بستانی؟!


    آرتمیا میگوی آب شور

  5. #5

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض

    سلام
    ضمن تشکر از همراهی فراوان دوستان!!!
    گفته شده است مهمترین اهداف از تعیین مجازات برای مجرمین عبارتند از:
    1- تادیب مجرم و جلوگیری از تکرار جرم توسط وی
    2- ایجاد ترس در سایرین و جلوگیری از انجام جرم
    به همین منظور هم در دیدگاه های سنتی، بر اساس شدت جرم، مجازات هم تشدید می گردید. اما به مرور زمان دیده شد در بسیاری از موارد علی رغم شدت مجازات ها، این مجازات های سنگین نه تاثیری در عدم تکرار جرم دارند و نه توان بازدارندگی کافی در جامعه ایجاد می کنند.
    در اینجا بود که نقش پررنگ تری برای عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در نظر گرفته شد. به عنوان مثال با وجود مجازات سنگین قاچاق مواد مخدر( حبس های طویل المدت و مجازات مرگ)، هر روز شاهد افزایش قاچاق و تولید این مواد هستیم. به راستی دلیل آن چیست؟
    افراد یک جامعه، بی آنکه خود واقعا بدانند، برای انجام کارها دست به محاسبات اقتصادی می زنند. فرض کنید سود حاصل از قاچاق مواد مخدر از زاهدان به تهران، 15 میلیون تومان و احتمال دستگیری 5% باشد و مجازات تعیین شده برای آن مقدار مواد مخدر، 15 سال حبس باشد. فرد سود 95 درصدی 15 میلیون تومانی را( با ارزش فعلی 15* 0.95) یعنی 14 میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان ر،در مقابل زندان احتمالی 5%( با ارزش فعلی 15* 0.05) یعنی 9 ماه زندان مورد محاسبه قرار می دهد و احتمالا این معامله را به سود خود تلقی می کند.


    مثال دیگر جرایم رانندگی است. ورود به طرح ترافیک 15 هزار تومان جریمه در پی دارد. اگر این جریمه از هزینه آّژانس کمتر باشد، فرد جریمه را خواهد پرداخت و اگر بیشتر باشد آزانس خواهد گرفت.

    در نتیجه، برای باز دارندگی مجازات ها، باید کاری کرد که انجام جرم برای افراد صرفه اقتصادی نداشته باشد.

    در ایالات متحده، جریمه انداختن یک قوطی نوشیدنی در خیابان 200$ است و این فکر به جامعه القا شده است که در صورت تخلف با احتمال بسیار بالایی جریمه خواهید شد و عوامل خلاصی بخشی مثل چانه زنی و رشوه هم کارگشا نیست. در نتیجه مجموعه این عوامل فرد را به این محاسبات می رساند که انداختن زباله از نظر اقتصادی به صرفه نیست.

    در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.
    نظر دوستان باعث کمال امتنان خواهد بود.
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

  6. #6

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-01-24
    محل سکونت
    مهاباد
    نوشته ها
    423

    پیش فرض

    سلام

    درسته حق باشماست ولی این کار نیازمند مجری کارآمد است که خودش تخلف نکند. همونطور که می بینیم که فرد (دقیق نمی دونم شما بهتر می دونید) معتاد و n گرم تریاک یا... داره می گیرنش و زندانیش می کنند و در نهایت می بینیم که تا مرحله ی اعدام می ره در حالی که یه نفر دیگه قاچاقچی یا توزیع کننده ی مواد مخدر ( خودم شخصا 2 3 نفر رو می شناسم که علنا این کار رو می کنند) هست و روزی n کیلوگرم بین شهر های مختلف حمل و رد و بدل می کنه و هیچ مشکلی نداره و کسی بهش نمی گه پشته چشمت ابرویه. این نشانه ضعف مجری قانون هست. آخه چرا یکی که بیماره (معتاد) اعدامش کنند و دیگری که عامل بیماری هست کاری به کارش نداشته باشند.

    در نتیجه : به نظر من جریمه زیاد به تنهایی کار آمد نخواهد بود.

    موفق باشید
    اگر جان را خدا داده است ! چرا باید تو بستانی؟!


    آرتمیا میگوی آب شور

  7. #7

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-02-05
    محل سکونت
    کرمان
    نوشته ها
    291

    پیش فرض

    سلام

    از جناب مظهر عزيز متشكرم براي ايجاد اين تاپيك و اميدوارم كه به كمك ساير دوستان بتونيم به نتايج خوب و قابل قبولي برسيم .

    بنده نوشته هاي ساير دوستان رو به طور كامل مطالعه كرم و در اين راستا نكاتي رو به ذهنم ميرسه كه بيان ميكنم .

    به نظر بنده سطح احترام به قانون از سوي افراد به ايدئولوژي اونها از انسان - دين - جامعه و اقتصاد برميگرده . همونطور كه ميدونيد انسانها در و جوامع مختلف تحت تاثير ايدئولوژي ها و تفكرات بزرگان و نخبگان ديني - سياسي - علمي و اقتصادي اون جامعه قرار دارن و بر اساس مكتاب فكري خاصي كه اونها براشون در نظر گرفتند عمل مي كنند . من باب مثال فردي كه در مكتب ليبرال سرمايه داري رشد كرده همه چيز رو با صرفه اقتصادي و سود شخصي خوش ميسنجه و به گزاره هايي چون دين و اخلاق كمتر توجه ميكنه چنين فردي در پيروي از قانون نيز با چنين ديدگاهي عمل خواهد كرد و در هركجا كه منافع شخصيش در خطر باشه از قانون مدد خواهد گرفت در چنين جامعه اي افراد براي اينكه بتونن به راحتي به تجارت بپردازند بايد از امنيت اقتصادي برخوردار باشند و اين امنيت رو قانون براي اونها ايجاد ميكنه و اونها هم به طور اكثزيت براي حفظ منافعشون به قانون احترام مي گزارند . اما جامعه اي مثل ايران كه بر پايه ي شعارهايي همچون : اخلاق - برابري - عدالت خواهي و ... بنيان شده و بر همين اساس طرز تفكر مردم اين جامعه با كشور هاي غربي متفاوته و لاجرم اين چنين مردمي قانون ها و ضمانت اجراهاي متفاوتي رو طلب ميكنن .

    به نظر من مشكل حال حاضر ايران در عمل به قوانين از همين جا نشعت ميگره كه معيار هاي مردم و سطح تفكر اونها در جامعه با مباني تشكيل يك دولت اسلامي همخواني نداره و در واقع مردم ايران از لحاظ فكري چند پاره شدن . و اين ناهمگوني ايدئولوژي باعث شده تا قانون گزاران ايران در تعيين نوع قوانين و ضمانت اجراها براي مردم ايران با مشكل مواجه بشن . مثلا در يك جامعه اسلامي و پايبند به اخلاق بايد اكثريت با افرادي باشه كه حاضر نباشن از هر راهي پول دربيارن در حالي كه در مواجهه با واقعيت هاي جامعه ميبينم كه اين چينن نيست و تعداد قابل توجهي از مردم موفقيت رو فقط در كسب پول بيشتر و زندگي مرفه تر ميدونن .

    حالا سؤالهايي كه انجا پيش مياد اينها هست .

    1
    در چنين وضعيتي چگونه بايد سطح فكري و ايدئولوژيك مردم جامعه ايران رو بهم نزديك كرد ؟

    2
    تا ايجاد فرهنگ سازي چه راهكاريي براي مقابله با قانون شكنان وجود خواهد داشت ؟

    3
    آيا اگو برداري كامل از قوانين جوامع غربي در جامعه كنوني ايران جوابگو هست ؟

    4
    آيا سنت و قوانين فقهي به تنهايي ميتونه ما رو در اين راه ياري كنه ؟

  8. #8

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    09-01-24
    محل سکونت
    مهاباد
    نوشته ها
    423

    پیش فرض

    سلام دوستان عزیز


    نقل قول نوشته اصلی توسط tassoti نمایش پست ها
    حالا سؤالهايي كه انجا پيش مياد اينها هست .

    1 در چنين وضعيتي چگونه بايد سطح فكري و ايدئولوژيك مردم جامعه ايران رو بهم نزديك كرد ؟

    3 آيا اگو برداري كامل از قوانين جوامع غربي در جامعه كنوني ايران جوابگو هست ؟

    4 آيا سنت و قوانين فقهي به تنهايي ميتونه ما رو در اين راه ياري كنه ؟

    1. واقعا جوابش سخته چون کار که انجام شده شکاف بین این دو ایدولوژی رو خیلی باز کرده ولی به نظرم اکثریت باید تعیین تکلیف کنند و اقلیت باید تابع باشند.

    3. به طور کامل شدنی نیست ولی می تونیم نکات مثبت و عملیش رو استخراج کنیم و الگو بگیریم.

    4. مطمئنا خیر. دیگه اون زمان تموم شده که بگیم ملا 12 علمه هست و باید اونا برامون تصمیم قاطع بگیرند چون علم به حدی پیشرفت کرده که اگه بخوایم چیزی بدونیم و موفق باشیم فقط و فقط یک علم رو باید به صورت تخصصی بدونیم. و فک کنم کار هیچ کس نباشه که 3 علم رو همزمان و به صورت تخصصی بدونه.

    موفق باشید
    اگر جان را خدا داده است ! چرا باید تو بستانی؟!


    آرتمیا میگوی آب شور
    ویرایش توسط sia-2009 : Sunday 23 May 10 در ساعت 10:46

  9. #9

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض

    اگر بخواهیم در نگاهی کوتاه بزرگترین عوامل فرهنگ بی قانونی را در کشورمان معرفی نماییم به این عوامل می توان اشاره کرد:

    1- کوتاهی عمر قانونگذاری در ایران و عادت دیرینه ما به بی قانونی
    2- رواج فساد و رشوه و پارتی بازی از دور زمان
    3- تدوین نادرست قوانین و تغییرات پی در پی آنها
    4- عدم پایبندی حکومت به عنوان سر منشاء قانون به قانون و قانونمداری

    باید اشاره کرد که اصولا ذات انسان آزادی طلب است و در محدوده حصار هایی مانند قانون نمی گنجد. شاید بهتر باشد به جای فرهنگ قانونمداری از عبارت هایی مانند عادت به اجرای قوانین سخن بگوییم.

    متاسفانه بخش هایی از مطالب از بین رفته اند و کپی ای از آنها موجود نیست. اگر فرصتی شد دوباره نوشته خواهند شد
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

  10. #10

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض

    اما قصد دارم یکی از عوامل مهم ترویج بی توجهی به قانون را به طور مجزا بررسی کنم.
    گفته می شود قوانین کیفری به طور کلی باید به گونه ای تدوین شوند که عمده مردم خطاکار تلقی نشوند(مگر در موارد بسیار خاص). اگر ما قانونی وضع کنیم که درصد بسیار بالایی از مردم به طور روزمره آن را نقض نمایند، چون نمی توان همه را مجازات نمود، پس از مدتی، با جامعه ای روبرو خواهیم بود که مردم به طور روزمره دهها قانون را زیر پا می گذارند.
    دوستان هم سن و سال من به آسانی روزهایی را به خاطر می آورند که با یزیر بغل گرفتن یک فیلم ویدئویی روزنامه پیچی شده و رد و بدل آن با دوست و همسایه، قانون را زیر پا می گذاشتیم. خرید و فروش کوپن ارزاق هم سهم والدین در انجام یک جرم بود.
    هر روز که در اتومبیل خود به یک آهنگ غیر مجاز گوش می کنید، هر شب که کنترل گیرنده ماهواره ای را بدست می گیرید، در یک عروسی مختلط شرکت می کنید، با همکلاسی ناهمجنس خود که صحبت می کنید، با استفاده از فیلتر شکن وارد یک سایت می شوید و ... در حال انجام یک جرم و زیر پا گذاشتن قانون هستید.
    می دانید تاثیر مستقیم این همه قانون که تقریبا هر روز توسط بخش اعظم جامعه ما زیر پا گذاشته می شود چیست؟ تقویت این باور که قانون خیلی هم چیز مهمی نیست و مجرم بودن شاخ و دم نمی خواهد!
    قوانین نباید به گونه ای تدوین شوند که اکثریت جامعه مجرم تلقی شوند. در این صورت پس از گذشت چندی یا آن قانون متروکه می شود(خرید و فروش کوپن) و یا مجبوریم آن را تغییر دهیم و ماحصل آن رواج هر روزه و هر روزه قانون شکنی و ریختن حرمت قانون است.
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •