نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اخبار و رويدادهاي جالب در بخش شكايات و حقوق افراد در جامعه

  1. #1

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-10-31
    نوشته ها
    502

    پیش فرض اخبار و رويدادهاي جالب در بخش شكايات و حقوق افراد در جامعه

    زن‌ جوان‌ مهريه‌ عجيبش‌ را به‌ اجرا گذاشت‌(يك‌ كيلو بال‌ مگس‌ !!)


    اين‌ زن‌ 40 ساله‌ كه‌ سعيده‌ نام‌ دارد، به‌ قاضي‌ شعبه‌ 264 دادگاه‌ خانواده‌ گفت‌: شوهر اولم‌ مرد جواني‌ بود كه‌ بعد از 6 سال‌ زندگي‌ تركم‌ كرد و به‌ خارج‌ رفت‌، مدتي‌ بعد با يك‌ مرد ديگر ازدواج‌ كردم‌، او هم‌ براؤر سكته‌ مغزي‌ جان‌ خود را از دست‌ داد، تصميم‌ داشتم‌ ديگر ازدواج‌ نكنم‌، چون‌ بچه‌هاي‌ شوهر دومم‌ هم‌ بسيار مرا اذيت‌ كرده‌ بودند، به‌ خانه‌ پدري‌ام‌ برگشتم‌، پدر و مادر پيري‌ داشتم‌ كه‌ بسختي‌ مي‌توانستند خودشان‌ را اداره‌ كنند.

    به‌ همين‌ خاطر در مطب‌ پزشكي‌ به‌ عنوان‌ تزريقاتچي‌ مشغول‌ به‌ كار شدم‌، آدم‌هاي‌ زيادي‌ به‌ آنجا رفت‌ و آمد داشتند، بعضي‌ از آنها از من‌ خواستگاري‌ مي‌كردند، اما قبول‌ نمي‌كردم‌، چون‌ دوبار تجربه‌ تلخي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ بودم‌.

    اين‌ زن‌ ادامه‌ داد: بعد از 2 سال‌ كاركردن‌ پزشكي‌ كه‌ برايش‌ كار مي‌كردم‌ به‌ من‌ پيشنهاد كرد با او ازدواج‌ كنم‌. هرچند نسبت‌ به‌ من‌ سنش‌ زياد بود، قبول‌ نكردم‌ اما با اصرار زياد مرا راضي‌ كرد. او به‌ من‌ گفته‌ بود، همسر و فرزندش‌ در امريكا زندگي‌ مي‌كنند و او سال‌ها پيش‌ از همسرش‌ جدا شده‌ است‌ و حالا تنها زندگي‌ مي‌كند. من‌ هم‌ كه‌ سختي‌ زيادي‌ را در طول‌ اين‌ سال‌ها كشيده‌ بودم‌، فكر كردم‌ اگر ازدواج‌ كنم‌، از اين‌ بدبختي‌ نجات‌ پيدا مي‌كنم‌ و شايد اين‌ بار موفق‌ باشم‌، اما بايد كاري‌ مي‌كردم‌ تا شوهرم‌ از من‌ جدا نشود. به‌ همين‌ خاطر شرط‌ كردم‌ كه‌ بايد يك‌ خانه‌ به‌ نامم‌ بخرد و يك‌ كيلو هم‌ بال‌ مگس‌ مهرم‌ كند، او هم‌ پذيرفت‌. يك‌ ماه‌ بعد به‌ عقد هم‌ درآمديم‌. من‌ خيلي‌ دلم‌ مي‌خواست‌ بچه‌ داشته‌ باشم‌ تا در دوران‌ پيري‌ ياورم‌ باشد، اما شوهرم‌ بشدت‌ مخالف‌ بود تا اينكه‌ ناخواسته‌ بچه‌دار شديم‌. شوهرم‌ با اصرار زياد از من‌ خواست‌ تا بچه‌ را سقط‌ كنيم‌ ولي‌ من‌ نپذيرفتم‌. او گفته‌ بود اگر اين‌ بچه‌ به‌ دنيا بيايد از من‌ جدا مي‌شود. با هر زوري‌ بود، فرزندم‌ را نگه‌ داشتم‌ و او به‌ دنيا آمد. خوشبختانه‌ شوهرم‌ به‌ او علاقه‌مند شد.

    چون‌ فرزندي‌ كه‌ از همسر اولش‌ داشت‌ پسر بود و فرزند من‌ دختر به‌ همين‌ خاطر رابطه‌ خوبي‌ با بچه‌
    برقرار كرد. 4 سال‌ از به‌ دنيا آمدن‌ دخترمان‌ مي‌گذشت‌ كه‌ متوجه‌ شدم‌ شوهرم‌ چه‌ دروغ‌ بزرگي‌ به‌ من‌ گفته‌ است‌. او از همسر اولش‌ جدا نشده‌ بود و رفت‌ و آمدهايش‌ به‌ امريكا براي‌ ديدن‌ آنها بود. همسر اول‌ شوهرم‌ از طريق‌ اقوامش‌ باخبر شده‌ بود كه‌ سعيد ازدواج‌ كرد و صاحب‌ فرزند شده‌ است‌ و به‌ همين‌ خاطر به‌ ايران‌ آمده‌ بود.

    وقتي‌ او به‌ مقابل‌ خانه‌ ما آمد و گفت‌ همسر سعيد است‌ از تعجب‌ خشك‌ شده‌ بودم‌. نمي‌دانستم‌ بايد چه‌ بكنم‌. او از من‌ خواست‌ از زندگي‌اش‌ بيرون‌ بروم‌ و قول‌ داد دخترم‌ را بخوبي‌ نگهداري‌ كند، اما من‌ قبول‌ نكردم‌ نمي‌خواستم‌ سعيد را از دست‌ بدهم‌ چون‌ در زندگي‌ با او رفاه‌ نسبي‌ داشتم‌ هرچند علاقه‌ زيادي‌ به‌ او نداشتم‌ اما وجود دخترمان‌ زندگي‌ را برايمان‌ شيرين‌ كرده‌ بود.

    مدتي‌ از ماجرا گذشت‌ سعيد گفت‌ ما بايد از هم‌ جدا شويم‌ و قولي‌ كه‌ براي‌ خريد خانه‌ به‌ من‌ داده‌ است‌ عملي‌ مي‌كند، اما من‌ قبول‌ نكردم‌ و گفتم‌ زندگي‌ام‌ را دوست‌ دارم‌ سعيد راضي‌ به‌ جدايي‌ ما نبود، اما همسراولش‌ بسيار به‌ او فشار مي‌آورد و سعيد بخاطر ثروتی‌ كه‌ از طريق‌ همسرش‌ به‌ دست‌ آورده‌ بود حاضر نمي‌شد او را طلاق‌ دهد. بعد از كلي‌ كشمكش‌ بالاخره‌ همسر اول‌ سعيد به‌ او گفت‌ فقط‌ در صورتي‌ حاضر است‌ اموالش‌ را همچنان‌ در اختيار سعيد قرار دهد كه‌ از من‌ جدا شود. هرچند سعيد به‌ من‌ مي‌گويد كه‌ جدايي‌ ما صوري‌ است‌ ولي‌ مي‌دانم‌ كه‌ او قصد دارد با همسرش‌ به‌ امريكا برود و دخترم‌ را هم‌ با خود ببرد. از طرفي‌ مي‌دانم‌ كه‌ او نمي‌تواند مهريه‌ام‌ كه‌ يك‌ كيلو بال‌ مگس‌ است‌ تهيه‌ كند، به‌ همين‌ خاطر مي‌خواهم‌ از اين‌ طريق‌ او را وادار كنم‌، با من‌ بماند.
    اين‌ پرونده‌ از سوي‌ قاضي‌ دادگاه‌ در حال‌ رسيدگي‌ است‌.


  2. #2

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    08-11-09
    محل سکونت
    Tehran
    سن
    42
    نوشته ها
    526

    پیش فرض

    سلام
    با سپاس فراوان از مشارکت شما در این بخش
    البته چنانچه در بخش سوال و جواب حقوقی در مورد ازدواج و طلاق گفته شد، مهریه باید مالیت داشته باشد. مال چیزی است که دارای منفعت عقلایی باشد و بتواند به علت ارزشی که دارد مورد معامله واقع شود.
    ضمنا قدرت بر تسلیم مهریه شرط است، البته این قدرت، قدرت نوعی است یعنی نوعا آن مال قابل تسلیم باشد،.مثالی که در فقه زده می شود این است که مثلا پرنده ای از قفس رمیده را نمی توان معامله کرد یا مهر قرار داد زیرا قدرت بر تسلیم آن وجود ندارد و اینکه یک فرد خاص نمی تواند تسلیم کند ملاک نیست. بلکه بطور عادی نباید کسی بتواند آنرا تسلیم کند تا بگوییم قدرت بر تسلیم وجود ندارد.
    مهریه هایی مانند یک کیلو بال مگس، یک دست و یک پا و ... به علت مالیت نداشتن و عدم قدرت بر تسلیم باطل بوده و قابلیت اجرا ندارند و دفتردار محترم اصولا باید از ثبت چنین مهریه ای خودداری می کرد و حال که موضوع به دادگاه کشیده شده است دادرس محترم باید مطابق اصول مسلم قانون مدنی و فقه رای به بطلان مهریه در قسمت بال مگس داده و از قواعد جایگزین برای مهریه باطل استفاده نماید.(سعی خواهد شد این قواعد با زبان ساده در بخش واژگان حقوقی توضیح داده شود)
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •