صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: تسخير جن

  1. #1

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض تسخير جن

    يك فيلم از مراسم جن گيري (انشا الله در اين خصوص هم مطلب قرار خواهم داد) در يكي از كشورهاي عربي براي استفاده دوستان قرار مي دهم . البته شخصا صحت و راستي آنرا تائيد نمي نمايم . بلكه به نظر حقير هم ميتواند حقيقي و هم ساختگي باشد . اما به هر حال تماشاي آن جالب است .

    islam_exorcism

    http://www.4shared.com/file/39300423...ified=a016d0e6

    Mr.Fisher
    ویرایش توسط alireza kamali : Saturday 16 August 08 در ساعت 11:52

  2. #2

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض جن گيري exorcism



    جن گيري (exorcism) يا خارج كردن روح پليد يا جن يا هر موجود ماورائي از كالبد سوژه را در اصطلاح جن گيري مي نامند جن زدگی یک بیماری روحی و روانی است که بطور معمول بر اثر آزارهای خواسته و يا ناخواسته که در حق جنيان توسط انسان روا گرديده بوجود مي آید مثلا چله نشيني های اشتباه و ناقص و گفتن ذکر های مخصوص و يا در مواردي بر اثر حضور فرد در مجالس احضار به دليل خاصيت بالاي مديومي شخص و لطيف بودن كالبد صورت مي پذيرد . در دوران قديم جن زدگی را ناشی از ورود یک روح شیطانی در کالبد یک انسان میدانستند و اشخاصی نیز بوده اند که در اصطلاح به آنها جن گیر گفته مي شده است و این اشخاص با فنون خاص مبادرت به خارج کردن آن جن يا روح شیطانی از بدن شخص جن زده می کردند.

    منبع :
    مطالعات شخصي
    ویرایش توسط alireza kamali : Monday 18 August 08 در ساعت 07:40

  3. #3

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    نوشته ها
    4,519

    پیش فرض

    با سلام

    جن گيري به معني رايجش به شكلهاي مختلف در بين اقوام و ملل ديده ميشود .
    چيزي كه به نظر مياد اينه كه ، سواي درست يا غلط بودن يا كم و كيف تظاهر و بروز علائم و نشانه هاي روحي و باليني مختلف در نزد مبتلايان به نابسامانيها و عدم تعادلات رواني ، كه به صور مختلف اون رو نشانه از اثر يا وجود ارواح يا موجودات فوق طبيعي ميدونند . خيلي از اين نشانه ها از تغييرات و انحرافات مختلف در روان فرد ناشي شده كه جلوه هايش در ذهن هاي مستعد اون رو به صورت يك پديده فوق طبيعي نشون ميده .
    امروزه براي بسياري از حالات رواني انسان توجيهي نسبتا قابل قبول فراهم شده و بيشتر تالمات و عدم تعادلهاي روحي به روشهاي مختلف درمان رواني يا دارويي در كنترل در اومده اند.
    البته هميشه مواردي پيش اومده كه توجيهي براي اون با دانش در دسترس نبوده و شناخت و دركش به آينده واگذار شده و در اين بين نيز پديده هاي فوق طبيعي كم نبوده اند كه توسط افراد كنجكاو و دقيق مورد توجه و شناسايي قرار گرفته اند.
    عرض بنده در اين پست كه با ديدن فيلم ارائه شده توسط دوست خوبم جناب كمالي به ذهنم رسيده ، توجه به اين نكته است كه وقتي چيزي را فوق طبيعي بايد قلمداد كنيم كه ابزار طبيعي در دسترس بشر براي درك و اندازه گيري آن ناقص باشد و صحت هر پديده فوق طبيعي وقتي محرز ميشود كه ابزارهاي درستي آزمايي در مورد اون به كار رفته باشند .
    براي شناخت اطلاعات درست از غلط در مقوله اين تاپيك نيز به ابزارهايي براي تشخيص درست از نادرست نيازمنديم كه اميد است با همفكري دوستان فراهم شود .

    با احترام

  4. #4

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض

    با سلام به دوستان عزيز
    همچنان كه بنده نيز در پست مربوط به فيلم جن گيري اشاره داشتم تشخيص درست از نادرست و حقيقت از مجاز تنها از طريق مشاهدات عكسها يا فيلم هاي ارائه شده امكان پذير نيست و همچنان كه دوست عزيزم جناب ترابيان به نوعي اشاره داشتند موارد زيادي از بيماريهاي روحي كه ناشي از تغييرات شديد هورموني يا ناشي از عوارض دوران بلوغ جنسي يا غيره بوده به سادگي با موضوع جن زدگي اشتباه گرفته شده است كه بر اساس همين باور اشتباه نيز اقدام به جن گيري نموده اند . اما در يك مورد مي توان به جن گيري از يك دختر مسيحي كاتوليك آلماني به نام Anneliese Michel كه در سال 1976 بعد از يك مراسم جن گيري ناموفق وفات نمود اشاره داشت . بر اساس داستان واقعي اين ماجرا فيلم معروفي با نام(The Exorcism of Emily Rose ) نيز ساخته شده كه خانم شهره آغداشلو نيز در اين فيلم ايفاء نقش مي نمايند . در مورد ماجراي فوق الذكر اختلاف نظر هاي زيادي وجود دارد زيرا بسياري از مردم بر اين باور مي باشند كه جسم او توسط شيطان يا جني پليد تسخير شده بود و كماكان مقبره او مكاني براي عبادت مسيحيان ميباشد و در مقابل عده اي نيز قائل به وجود يك اختلال شديد رواني در اين دختر ميباشند . لذا بحث در خصوص تشخيص اختلالات رواني از جن زدگي خود مبحثي است كه انشا الله بزودي به آن خواهيم پرداخت .



    منبع:

    http://en.wikipedia.org/wiki/Anneliese_Michel
    http://en.wikipedia.org/wiki/The_Exorcism_of_Emily_Rose
    http://www.answers.com/topic/the-exo...f-emily-rose-1
    ویرایش توسط alireza kamali : Monday 18 August 08 در ساعت 11:57

  5. #5

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض تصاويري از Anneliese Michel



    آنی ليز ميچل Anneliese Michel

    ( تولد: 21 سپتامبر سال 1952 / مرگ: اول جولاي سال 1976 )








    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  6. #6

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض

    با سلام وضمن تشکر از خانم آریانیا



    می خواستم عرض کنم من DVD این فیلم را دارم بسیار فیلم خوش ساختی است . صحنه های دلهره آور با ریتم موزیک متناسب فضای ترسناکی را ایجاد می نماید و به دوستان توصیه می کنم در صورت امکان فرصت دیدنش را از دست ندهند .

  7. #7

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض خدمتگزاری جن ها برای امامان علیهم السلام

    سدیر صیرفی می گوید: امام باقر ( ع ) مرا برای انجام اموری ، مأمور کرد. من سوار بر شتر ، حرکت کردم و هنگامی که به ( دره روحاء ) رسیدم ، شخصی را به صورت انسانی دیدم که خود را با پارچه ای پیچیده بود. گمان کردم تشنه است. به سویش رفتم و ظرف آب به او دادم.

    گفت: نیازی به آب ندارم.

    نامه ای به من داد که مهرش هنوز تر بود. نگاه کردم دیدم مهر امام باقر ( ع ) است.

    به او گفتم: کی در نزد صاحب این نامه بودی؟

    گفت: همین لحظه .

    در نامه مطالبی بود که امام باقر ( ع ) به من دستور آن را داده بود ، در همان لحظه. تا نگاه به نامه رسان کردم ، کسی را ندیدم .

    وقتی که امام محمد باقر ( ع ) به مدینه آمد به محضرش رفتم و عرض کردم: مردی در فلان محل نامه شما را به من رسانید که هنوز مهرش تر بود. او چه کسی بود ؟

    امام باقر ( ع ) فرمود:

    ای سدیر ! ما خدمتگزارانی از طایفه جن داریم ، هر گاه کاری را خواستیم تا با سرعت انجام شود ، آنها را برای انجام آن کار می فرستیم. ( اصول کافی ، ج 2 )


    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  8. #8

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض دفع جن از حمام

    سید بزرگوار و عامل زاهد و با تقوا مرحوم سید علی بن طاووس ( ر ه ) در کتاب " امان الاخطار " گفته اند: زمانی که من در نجف اشرف ساکن بودم ، روزی عده ای از زنان اهل خانه در حالیکه هراسان بودند نزد من آمدند و گفتند: در محل رخت کن حمام دیدیم که حصیرها پیچیده می شود و باز می شود اما هیچ کس آنجا نبود!

    من ( فهمیدم که این کار به دست جن انجام می شود و لذا ) در آن محل حاضر شدم و گفتم : سلام بر شما ، آنچه شما انجام دادید به من گفتند. ما اولاد و مهمان مولایمان حضرت علی ( ع ) هستیم. همسایگی با آن حضرت را بر ما مکدر نکنید و اگر از این کارها دست برندارید ، شکایت شما را به آن حضرت خواهم نمود.

    پس از آن، دیگر آن کار تکرار نشد. ( فوائد الرضویه ، ص 333 )


    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  9. #9

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,214

    پیش فرض قطع شدن سنگ باران به احترام امیرالمومنین

    علامه حلی در کتاب کشف الیقین فی فضائل امیرالمومنین ( ع ) ، می نویسد: در شهر حله مردی بود که به تقوا و قرائت قرآن مشهور بود. روزی ناگهان پرتاب سنگ به خانه او آغاز شد به طوری که حتی از روزنه پنجره ها ، سنگ به درون اتاق می افتاد بدون اینکه کسی آنها را ظاهرا" بیندازد.

    این قضیه فورا" به همه جای شهر حله منتشر شد و همه به تماشای آن خانه می رفتند. حتی خود من هم رفتم و جریان را از نزدیک دیدم که از روزنه ها سنگ می آید ولی سنگ انداز دیده نمی شود.

    حتی صاحب خانه مجبور شد در منزل دیگر زندگی نماید چرا که هر چه دعا و تعویذ می نوشتند و در خانه می نهادند نتیجه نداشت.

    سرانجام به فکر افتادند که جنیان را به حق امیرالمومنین قسم دهند لذا صاحب خانه به اندرون خانه رفت و درحالی که هیچکس را نمی دید گفت:

    قسم به خداوند اگر از من دست برندارید، شکایت شما را به امیرالمومنین علی بن ابی طالب ( ع ) می کنم.

    به محض گفتن این جمله ، پرتاب سنگ قطع شد و دیگر اثری از رفتار و آزار آنها دیده نشد. ( سفینه البحار ، ج 1 / بحار ، ج 42 )


    برگرفته از :

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  10. #10

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    70-01-01
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض ازدواج با جن و ...

    در تاریخ 1359 هجری شمسی مطابق با 1980 میلادی ماجرائی بوقوع پیوست که افکار اهالی کشور مصر و شهر های نزدیک و روستاهای مجاور را به خود معطوف داشت.
    مردی سی و سه ساله بنام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به ( ابو کف ) که تا دوم راهنمایی تحصیل کرده بود به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد و این مجروحیت منجر به فلج دو پایش گردید، ناچار جبهه را ترک کرده و به شهر خود باز گشت تا در کنار مادر و برادرانش به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد ناگاه زنی را که همچون شبحی که بر دیوار نقش بسته باشد مشاهده نمود. مدتی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نمود و به بستر او نزدیک شد و گفت ای جوان اسم من حاجت است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم لیکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی.
    ابو کف جواب نداد زیرا که وحشت قدرت تکلم را از او گرفته بود زن دوباره سخن خود را تکرار نموده و اضافه کرد که من از نسل جن مؤمن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم و در همین حال از دیواری که برون آمده بود ناپدید شد .ابو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند.
    شب دوم دوباره حاجت آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد و ابو کف نیز نتوانست جواب قاطعی بگوید. شب سوم باز آمدو گفت: تنها کسی که می تواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست تا در این خصوص فکر کند و بعد تصمیم گرفت که در اطاق خود را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارد شود .
    اما ناگهان دید حاجت و دخترش از درون دیوارعبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند. در همان شب وقتی که ابو کف به چهره دختر نگاه کرد. دید چهره جذاب ، بدن لطیف قد کشیده و گردنش بلند و مثل نقره می درخشید پس رو کرد به حاجت و گفت : من شرط شما را پذیرفتم.
    حاجت وسائل عروسی را فراهم و شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی صورت گرفت در حالی که کسی از انسانها آن آوازها را نمی شنیدند و عروس را با این وضع وارد خانه کردند. حاجت عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد در کنار عروس قرار نگرفته بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است. روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که
    ابوکف سلامتی خود را بازیافته خوشحال شدند زیرا او با پاهای خود راه می رفت لیکن او رازش را به کسی نگفت .
    این شادی زیاد طول نکشید زیرا که بزودی رفتار ابوکف تغییر کرد . او در اطاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد تمام روز و شبش را در پشت در سپری میکرد. آخر برادرانش متوجه شدند که او با کسی که قابل رویت نیست صحبت میکند گمان کردند عقلش را از دست داده اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود و طی دو سال همسرش برای او دو فرزند بدنیا آورد ، همسر و فرزندانش نیز در کنار او در همان اطاق بسر می برند و تنها او می توانست آنها را ببیند و صدایشان را بشنود .
    یک شب حاجت به دیدار او آمد و گفت من تصمیم دارم بواسطه تو امراض انسانهای بی بضاعت را معالجه کنم و از تو تقاضا دارم منزل دیگری برای سکنی انتخاب کن زیرا با بودن مادر و برادران تو در اینجا همسر و فرزندانت آزادی ندارند. سه روز بعد ابوکف در شهر شبرالخیمه منزل کوچکی را اجاره کرد و به آنجا نقل مکان نموده و فعالیت خود را در زمینه درمان و معالجه بیماران آغاز کرد و موفق شد گونه هایی از نازایی، فلج ، بیماریهای کبد و کلیه و سرطان سینه را معالجه نماید و عمل های جراحی موفقیت آمیزی را پشت سر گذاشت . او از هر بیمار برای معاینه مبلغ 25قرش دریافت می کرد و هر بیماریی را به محض مشاهده بیمار تشخیص می داد لکن معالجه و جراحی بیماران رایگان بود گاهی بیماران خود را با استفاده از گیاهان معالجه می کرد و اکثر اوقات داروها را از پول خود خریداری می نمود .
    طولی نکشید که آوازه ابوبکر فراگیر و محدوده فعالیتش گسترش یافت . شخصی که مطابق گزارش های مربوطه به فعالیت پزشکی بدون مجوز رسیدگش می کرد . تمام فعالیت های ابو کف را گرد آوری کرده و به محکمه قاضی تحقیق سر گرد محمد عادی الطلاوی رد کردند . در نتیجه از سوی قاضی تحقیق حکم بازداشت ابوکف صادر شد و ایشان در محکمه قاضی اعتراف کرد که بنا به دستور حاجت به معاینه و معالجه افراد بیمار می پردازد و اضافه کرد که من جرأت مخالفت و سرپیچی از دستورات ایشان را ندارم و اگر حتی جزئی کوتاهی شود مورد اذیت و آزار قرار می گیرد .
    قاضی تحقیق از نام و آدرس حاجت برای دستگیریش از ابو کف سؤال کرد ناگهان متوجه شد حاجت انسان نیست . بلکه مؤمنه ای از جن است.ناچار به تحقیق خود پایان داد و حکم بازداشت 4 روزه ابو کف را صادر نمود و دستور داد او را به داد گاه قانونی روانه کنند هنوز قاضی کار خود را تمام نکرده بود که به سر درد شدیدی مبتلا شد و مجبور گردید دفتر کار خود را ترک کرده و در منزل به استراحت بپردازد روز شنبه 15 آوریل سال 1980 مطابق با 1359 شمسی دادگاه شبر الخیمه جلسه خود را به ریاست قاضی رفعت عکاشه تشکیل داد ابو کف در دادگاه حاضر شد و به تمام اتهاماتی که به وی نسبت داده شده بود اعتراف کرد .
    قاضی خواست مهارت و توانایی متهم را بیازماید لذا از او خواست تا بیماری هایی را که شش تن از وکلای حاضر در جلسه از آنها رنج می بردند را مشخص نماید. ابو کف از این آزمون با سربلندی و موفقیت بیرون آمد و بیماری هر یک از وکلا را تشخیص داده و داروی مناسب را برای آنان تجویز نمود سپس نوبت قاضی فرا رسید و بعد از او تمام افراد حاضر در جلسه مورد معاینه قرار گرفتند. گفتگوی میان قاضی و متهم بسیار مهیج بود حضار با فریاد تکبیر بلند می گفتند اما قاضی وقتی که با این ماجرای مهم روبرو شد حکم کرد ابو کف باید به بیمارستان روانی تحویل داده شود تا بیماری وی مورد بررسی قرار گیرد و مدت بازداشت وی تا جلسه بعدی دادگاه یعنی یکشنبه 22 آوریل 1980 تمدید شد .
    روزنامه الجمهوریه مشروح این ماجرا را در شماره ای که اول صبح روز چهارشنبه 16 آوریل 1980 منتشر شد چاپ نمود.پخش این مطلب جنجال فراوانی را در پی داشت.تعدادی از علماء دین و روان شناسان دست بکار شده و نظریه خود را در این مورد ابراز نمودند برخی معتقد بودند ابو کف انسانی است دروغگو و برخی دیگر می گفتند او با نیروی نامرئی مرتبط است اما دکتر احمد عکاشه استاد روانشناس در تحلیل خود نوشت ابو کف به اختلال و اظطراب فکری مبتلا شده و این حالت وی جزء جنونهای خطرناک است. ولی در میان همه جنجالها و هیاهوها کسی نتوانست موفقیت ابو کف را در تشخیص و معالجه و اجرای عمل های جراحی موفقیت آمیز خنثی نماید.
    وقتی که در روز یکشنبه 22 آوریل 1980 دادگاه شبر الخیمه جلسه اش را با ریاست قاضی رفعت عکاشه برگزار نمود طی آن جلسه قاضی محکمه ابو کف را از تمامی اتهامات وارده بی گناه و مبرا دانست . در متن حکم آمده بود متهم متذکر شده که مجبور به انجام این امر بوده و هیچگونه از خود اختیاری نداشته ضمنا توانایی مقابله و مبارزه با نیرویی نامرئی را که بر وی مسلط گشته بود و برای اجرای دستورهای خود از او استفاده می کرده برای او غیر مقدور بوده و در صورت عدم اجرای دستور مورد اذیت نیروی نامرئی قرار می گرفته است .در این مورد قانون مجازات فاقد نص صریحی است که آیا اتهاماتی را که دادگاه بر علیه متهم اعلام نموده به عنوان جرم اثبات اتهامات فوق برعلیه متهم است یا به نفع متهم تمام می گردد. زیرا که اصل بر انسان برائت است و ابو کف بی گناه شناخته می شود . پس از شنیدن این حکم ابو کف با صدای بلند ذکر لا الله الا الله را تکرار می کرد و به روزنامه نگاران گفت حاجت هنگام برگزاری جلسه در محکمه حاضر بود و موقع قرائت حکم توسط قاضی حاجت در پشت سر او ایستاده بود .
    وقتی که یکی از روزنامه نگاران از ابو کف در مورد ویژگیها و خصوصیات حاجت سؤال کرد او پاسخ داد من از پاسخ این سؤال معذورم فقط آنچه می توانم بگویم این است که حاجت از نسل جن است.

    منبع : داستان های شگفت درباره جن صفحات 48 تا 53
    ویرایش توسط alireza kamali : Saturday 27 September 08 در ساعت 14:28

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •