صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

موضوع: جن Jinn , Demon

  1. #1

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض جن Jinn , Demon

    با سلام به دوستان عزيز
    از آجا كه علاقه به مسائل فوق طبيعي يا متافيزيك يا ماوراء طبيعة از زمان هاي قديم مورد توجه مردم بوده و در تمام جوامع طرفداران زيادي دارد . لذا پرداختن به اين مباحث در حد اطلاعات عمومي و آشنائي ضمن اصلاح بعضي از برداشت هاي نادرست در خصوص اين مسائل موجبات سرگرمي كاربران را نيز فراهم خواهد نمود . حال در اين مجال حقير به عنوان شروع كننده به يكي از مباحث خوف انگيز و دلهره آور كه پيرامون آن فيلم ها زيادي ساخته شده و از سنين كودكي توهمات و ترسهائي را براي مان در تنهائي و تاريكي ايجاد نموده مي پردازم و از ساير دوستان تقاضا دارم در حد علاقه به اين مسائل و حتي روايت دانسته هاي مستند يا تجربيات يا داستان هاي جالب در اين مبحث شركت نمايند . قبل از ورود به اين مبحث با توجه به دسترسي به يك منبع مستند ترجيح دادم در درجه اول توجه شما عزيران را به اين مطالب جلب نمايم و سپس در صورت علاقه عزيزان وارد ساير مطالب و يا اطلاعات غير مستند شويم .

    جن در آیات قرآن کریم

    جن (بفتح اول ) مصدر و به معناى پوشاندن و تاريك شدن است . در لغت آمده : (( جنه جنا: ستره - جن عليه الليل : اظلم عليه )) . (جن ) (بكسر اول ) خلاف (انس )، موجودى است مكلف ، باشعور، ناديده و مورد خطاب خداوند. و پروردگار عالم در حق انس ‍ و جن مى فرمايد: (( (سنفرغ لكم ايها الثقلان )(217) كه هر دو به علت مكلف و مورد خطاب بودن ، ثقلان ؛ يعنى دو موجود باارزش ‍ زمين ناميده شده اند . بايد به وجود (جن ) معتقد باشيم ؛ زيرا قرآن مجيد و روايات قطعيه از آن خبر داده است . انكار وجود جن ، كفر است . چنانكه انكار وجود ملائكه ، كفر است . جن ، موجود غير مادى و شايد نيمه مادى است . و در هر حال از جنس ما نيست ولى بنا به صراحت آيات قرآن ، در اكثر احوال ، همطراز و هم عرض انسان است . اينك اين قسمت را از قرآن كريم بررسى مى كنيم.

    1- جن و انس ، هر دو موجود پرارزش (ثقلان ) روى زمين مى باشند. تاءمل در آيات سوره (الرحمن ) اين مطلب را روشنتر مى كند كه خداوند متعال در آن سوره ، 31 بار، خطاب به انس و جن نموده و مى فرمايد: (فباى الاء ربكما تكذبان ؛ يعنى اى انس و جن ! كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مى كنيد). و از همان سوره مباركه آشكار مى شود كه نعمتها، دنيا و آخرت براى هر دوى آنها مى باشد و يك سوره در قرآن مجيد به نام (سوره جن ) است كه مطالب زيادى در آن راجع به جن آمده است .

    2- جن از آتش (شايد انرژى ) آفريده شده است . چنانكه انسان از خاك مى باشد: (( و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماء مسنون و الجان خلقناه من قبل من نار السموم )) (218) يعنى(و همانا ما انسان را از گل و لاى ساخورده تغيير يافته ، بيافريديم و طايفه ديوان را پيشتر، از آتش گدازنده خلق كرديم ) و نيز مى فرمايد: (( خلق الانسان من صلصال كالفخار و خلق الجان من مارج من نار)) (219) در قاموس قرآن گفته ايم كه (جان ) و (جن ) هر دو يكى مى باشند.

    3- جن مانند انسان مكلف به اعمال است : (( (و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ))) (220).

    4- براى جن و انس از جنس خودشان پيامبرانى مبعوث شده اند، چنانكه در روز قيامت ؛ خداوند به انس و جن در مقام ملامت خواهد گفت : (( يا معشر الجن و الانس الم ياءتكم رسل منكم يقصون عليكم اياتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا...)) (221) يعنى : (اين گروه جن و انس ! آيا براى هدايت شما از جنس خودتان رسولانى نيامدند كه آيات مرا براى شما بخوانند و شما را از مواجه شدن با اين روز سخت بترسانند...) و در آيات 29 - 32 از سوره احقاف : (( (و اذ صرفنا اليك نفرا من الجن يستمعون القرآن ...) )) معلوم مى شود كه به عمل به قرآن و اسلام نيز مكلف بوده اند. روايات اهل بيت - عليه السلام - نيز شاهد اين مطلب مى باشند كه بعدا خواهد آمد.

    5- جن و انس هر دو نيكوكار و گناهكار دارند و گناهكارانشان اهل دوزخ مى باشند چنانچه خداوند مى فرمايد: (( و لقد ذراءنا لجهنم كثيرا من الجن و الانس لهم قلوب لايفقهون بها... اولئك هم الغافلون )) (222) و نظير آيات فوق است ، آيات شريفه : (( لاملئن جهنم من الجنة و الناس اجمعين )) (223) و (ولكن حق القول منى لاملئن جهنم من الجنة و الناس ‍ اجمعين ) )) (224)و خداوند در سوره جن از قول خود آنها نقل فرموده كه گفته اند: (( و انا لما سمعنا الهدى امنا به فمن يومن بربه فلايخاف بخسا و لارهقا و انا منا المسلمون و منا القاسطون فمن اسلم فاولئك تحروا رشدا و اما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا )) (225) يعنى : (و ما چون آيان قرآن را گوش فرا داديم ، برخى هدايت يافته ايمان آورديم . و هر كس به خداى خود ايمان آورد، ديگر از نقصان خير و ثواب و از احاطه رنج و عذاب ، بر خود هيچ نترسد. و از ما جنيان هم (چون آدميان ) بعضى مسلمان (و بى آزار) و برخى كافر و ستمكارند و آنانكه اسلام آوردند، براستى به راه رشد و ثواب ، شتافتند. و اما ستمكاران هيزم بر آتش گرديدند).
    ادامه دارد ....
    ویرایش توسط alireza kamali : شنبه ۱۹ مرداد ۸۷ در ساعت ۱۹:۳۱

  2. #2

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض

    6- جنيان مانند انسانها مى ميرند و از بين مى روند. و گروهى جاى گروهى را مى گيرند. چنانكه خداوند مى فرمايد: (( حق عليهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس انهم كانوا خاسرين )) (226) يعنى : (و آنچه از عقب دارند (از نعمت و لذت ابدى آخرت ) فراموش و غافلشان كنند و وعده الهى بر آنها حتم و لازم گرديد. و چون امتانى از جن و انس كه در گذشتند، سخت زبون و زيانكار شدند). كلمه (قد خلت ) مبين آن است كه امتهايى از جن مانند امتهاى انس ، از بين رفته اند. نظير اين آيه است آيه شريفه (( اولئك حق عليهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس )) (227) و در سوره اعراف مى فرمايد: (( قال ادخلوا فى امم قد خلت من قبلكم من الجن و الانس فى النار)) (228)و در آيه هجده از همان سوره خطاب به انس و جن مى فرمايد: (( لاملئن جهنم منكم اجمعين )) .

    7- جن ما را مى بينند ولى ما آنها را نمى بينيم . درباره بر حذر داشتن انسانها از شيطان و اتباع او خداوند مى فرمايد: (( انه يريكم هو و قبيله من حيث لاترونهم )) (229)؛ يعنى : او و همجنسانش شما را مى بينند از جايى كه شما آنها را نمى بينيد).

    8- آنها به رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و به كتاب او ايمان آوردند چنانكه مى فرمايد: (( قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا: انا سمعنا قرانا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا به ولن نشرك بربنا احدا )) (230) يعنى : (اى رسول ما! بگو مرا وحى رسيده كه گروهى از جنيان آيات روشن قرآن را (هنگام قرائت من ) استماع كرده اند و پس از شنيدن ، گفته اند كه ما از قرآن ، آيات عجيبى مى شنويم . اين قرآن خلق را به راه خير و صلاح هدايت مى كند. بدين سبب ما بدان ايمان آورده و ديگر هرگز به خداى خود مشرك نخواهيم شد). (( و اذ صرفنا اليك نفرا من الجن يستمعون القران فلما حضروه قالوا انصتوا فلما قضى ولوا الى قومهم منذرين قالوا يا قومنا انا سمعنا كتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بين يديه يهدى الى الحق و الى طريق مستقيم يا قومنا اجيبوا داعى الله و امنوا به يغفرلكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب اليم )) (231) يعنى : (اى رسول ما ياد آور وقتى را كه ما تنى چند از جنيان را متوجه تو گرانيديم تا استماع آيات قرآن كنند. چون نزد رسول رسيدند با هم گفتند گوش فرا دهيد (تا آيات خدا را بشنويد) چون قرائت ، تمام شد ايمان آوردند و به سوى قومشان براى تبليغ و هدايت باز گرديدند. گفتند: اى طايفه ما! ما آيات كتابى را شنيديم كه پس از موسى نازل شده بود. در حالى كه كتب آسمانى تورات و انجيل را كه در مقابل او بود، براستى تصديق مى كرد. و خلق را به سوى حق و طريق راست هدايت مى فرمود. اى طايفه ما! شما هم (مانند ما) دعوت خدا را اجابت كنيد و به او ايمان آريد تا از گناهان شما درگذرد و شما را از عذاب دردناك (قيامت ) نگاه دارد) از آيات شريفه فوق ، كاملا روشن مى شود كه آنها ايمان آورده و قوم خود را نيز به ايمان دعوت كرده اند. و از (كتابا انزل من بعد موسى ) به نظر مى آيد كه آنها يهودى بوده اند و گرنه مى گفتند: (من بعد عيسى ). و در كافى (232) بابى منعقد است تحت عنوان (جن به محضر امامان - عليهم السلام - مى آيند و مسائل دينى خود را مى پرسند) و در آن باب ، هفت حديث نقل شده است .

    9- مساءله تناسل و تكثير جن ، بسيار پيچيده و نامعلوم است . در چند آيه درباره حوريان بهشتى آمده است : (( لم يطمثهن انس قبلهم و لا جان )) (233)؛ (در آن بهشتها زنان زيباى با حيايى هستند كه جز به شوهران خود ننگرند) و دست هيچ كس پيش از آنها نه از انس و نه از جن ، بدان زنان نرسيده است ) و نيز درباره شيطان آمده است : (( كان من الجن ففسق عن امر ربه افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى ...)) (234)و اين آيه شريفه صريح است در اينكه شيطان از جنس جن بوده و ذريه و فرزندانى نيز داشته است . از آيه (( لم يطمثهن )) مى شود حدس زد كه تكثير جن به واسطه مقاربت باشد. و شايد گفته شود كه (انس و لا جن ) در جاى (احد) است ؛ يعنى : (( لم يطمثهن احد)) و منظور از (و ذريته ) همجنسان شيطان باشد. در مجمع البيان در ذيل آيه فوق از زجاج نقل شده كه گفته است : جن مانند انس ، مقاربت و نزديكى دارد. و الله العالم .

    10- قرآن مجيد صريح است در اينكه جن مانند انس كار مى كند و اعمالى انجام مى دهد. و باز در قرآن كريم آمده است كه : سليمان عليه السلام - به جن تسلط داشته و جن براى او كار مى كرده است و كاخها، تمثالها و كاسه هايى به بزرگى حوض و ديگهاى بزرگ مى ساخته اند: (( و من الجن من يعمل بين يديه باذن ربه ... يعلمون له ما يشاء من محاريب و تماثيل و جفان كالجواب و قدور راسيات اعملوا ال داود شكرا )) (235) يعنى : (و برخى از ديوان به اذن پروردگار در حضورش به خدمت پرداخته اند... آن ديوان براى او هر چه مى خواست از كاخ و عمارات و معابد عالى و ظروف بزرگ مانند حوضها و نقوش و مثالها و ديگهاى عظيم كه بر زمين كار گذاشته بودى ، همه را مى ساختند. اينك اى آل داوود! شكر و ستايش خدا بجاى آريد)و در سوره انبياء آمده است كه شياطين براى حضرت سليمان غواصى مى كردند و كارهاى ديگرى نيز انجام مى دادند (( و من الشياطين من يغوصون له و يعملون عملا دون ذلك و كنا لهم حافظين )) (236) يعنى : (و نيز برخى از ديوان را مسخر سليمان كرديم كه به دريا غواصى كنند (و براى او لؤ لؤ و مرجان و ديگر جواهرات بياورند) و يا به كار ديگر او بپردازند و ما نگهبان ديوان براى حفظ ملك سليمان بوديم )و در سوره ص آمده است كه جن براى حضرت سليمان بنايى و غواصى مى كردند و گروهى نيز در زنجير و حبس بودند: (( فسخرنا له الريح تجرى بامره رخاء حيث اصاب و الشياطين كل بناء و غواص و اخرين مقربين فى الاصفاد )) (237) يعنى : (ما هم باد را مسخر فرمان او كرديم تا به امرش هر جا بخواهد به آرامى روان شود. و ديوان و شياطين را هم كه بناهاى عالى مى ساختند و از دريا جواهر گرانبها مى آوردند نيز مسخر او كرديم . و ديگران از شياطين را ( كه در پى اخلال مردم بودند) به دست او در غل و زنجير كشيديم )و در سوره نمل ، لشگركشى حضرت سليمان به مملكت (سباء) نقل شده است و در آنجا آمده كه : عده اى از جن جزء لشكريان سليمان بودند و عفريتى از آنها به سليمان گفت من تخت بلقيس را پيش از آنكه از اينجا برخيزى پيش تو مى آورم (( و حشر لسليمان جنوده من الجن و الانس و الطير فهم يوزعون ... قال عفريت من الجن انا اتيك به قبل ان تقوم من مقامك )) (238) يعنى : (و سپاهيان سليمان از گروه جن و انس و مرغان ، تحت فرمان رؤ ساى خود، در ركابش حاضر آمدند... از آن ميان عفريت جن گفت : من چنان برآوردن تخت او قادر و امينم كه پيش از آنكه تو از جايگاه (قضاوت ) خود برخيزى ، آن را به حضور آورم ) در تبيين اين آيات ، ناچاريم كه بگوييم : آنها مجسم و ممثل شده و كار مى كرده اند. و نيز در زندان ماندن آنها نيز همين گونه بوده است . و الا اگر آنها در حال و شكل واقعى خودشان بوده اند چگونه مى شود اينها را توجيه نمود، مگر اينكه ثابت شود كه مردم چيزى نمى ديدند ولى اين را مى ديدند كه اشياء جابجا مى شود و از آن مى فهميدند كه جن آن كار را مى كند. و هيچ كسى نيست كه جن مانند فرشته مى تواند ممثل و مجسم شود. و در تعريف جن گفته اند: (( يتشكل باشكال مختلفة حتى الكلب و الخنزير))

    11- در سوره جن آمده است : (( و انه كان رجال من الانس ‍ يعوذون برجال من الجن )) (239) يعنى (مردانى از انس به مردانى از جن پناه مى بردند) از لفظ (برجال من الجن ) مى توان فهميد كه آنها زنان و مردانى دارند. والله العالم .

    12- قرآن مجيد مى فرمايد: يك وقت جن از رفتن به آسمان ممنوع شده اند. و به جاهائى كه قبلا مى رفتند، نمى توانسته اند بروند. در سوره جن از قول خودشان چنين نقل شده است(( و انا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شديدا و شهبا و انا كنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجدله شهابا رصدا و انا لا ندرى اشرار يد بمن فى الارض ام اراد بهم ربهم رشدا )) (240) يعنى : (ما آسمان را لمس كرديم ، ديديم كه با نگهبانان قوى و شهابا پر شده است . و ما در محلهاى نشستن از آسمان براى استراق سمع مى نشستيم . الآن هر كه گوش بدهد مى بيند كه شهابى در كمين اوست . نمى دانيم آيا شرى براى اهل زمين اراده شده و يا خدايشان براى آنها هدايت و كمالى اراده فرموده است (و اين ممنوع بودن علامت كدام يكى است ؟) )آيات شريفه از لحاظ مصداق خارجى ، بسيار متشابه و ذواحتمالات است . ولى صريح است كه در اين ممنوعيتى براى آنها پيش آمده و نتوانسته اند مانند سابق ، بالا بروند. در روايات اهل بيت عليهم السلام - آمده كه اين جريان در موقع ولادت حضرت رسول الله - صلى الله عليه و آله - بوده است . و از اهل سنت آن را در هنگام بعثت آن حضرت ، گفته اند. در مجمع البيان ذيل آيه هجده از سوره حجر، از ابن عباس و در سوره جن از بلخى نقل شده است . در تفسير صافى از حضرت صادق - صلوات الله عليه - نقل شده است كه : اين ممنوعيت براى آن بود كه در زمين چيزى مانند وحى ، از خبر آسمان نباشد و آنچه از جانب خدا آمده ملتبس نگردد(( عن الصادق عليه السلام ... قال :... و انما منعت لئلا يقع فى الارض سبب يشا كل الوحى من خبر السماء و يلبس على اهل الارض ... )) يعنى : (اگر آنها باز به آنجاها راه داشتند، چيزهاى راست و درستى به زمين مى آوردند و آن را به اولياى خود مى گفتند و (اين هنگام آن چيز) آميخته با وحى مى شد و بر اهل زمين مشتبه مى گرديد)و لذا خداوند متعال در جاى ديگر مى فرمايد: (( لايسمعون الى الملاء الاعلى و يقذفون من كل جانب دحورا و لهم غذاب واصب )) (241) يعنى : (شياطين هيچ از وحى و سخنان فرشتگان عالم بالا را نشنوند و از هر طرف به قهر، رانده شوند. هم به قهر برانندشان و هم به عذاب دائم قيامت گرفتار شوند) و در سوره شعراء - شايد صريحتر از جاهاى ديگر - آمده است كه : (( و ما تنزلت به الشياطين و ما ينبغى لهم و ما يستطيعون انهم عن السمع لمعزولون )) (242) كه مى گويد آنها از شنيدن (ملاء اعلى ) منع شده اند. و در اينجا اهميت روايت امام صادق - عليه السلام كاملا معلوم مى شود. براى تكميل مطلب ، رجوع شود به قاموس قرآن در بحث پيرامون (جن ).

    نام كتاب : نگاهى به قرآن(فصل جن در قرآن)

    مؤ لف : حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد على اكبر قرشى

    217- سوره رحمن ، آيه 31.
    218- سوره حجر، آيه 27.
    219- سوره الرحمن ، آيه 14 - 15.
    220- سوره ذاريات ، آيه 56.
    221- سوره انعام ، آيه 130.
    222- سوره اعراف ، آيه 179.
    223- سوره هود، آيه 119.
    224- سوره سجده ، آيه 13.
    225- سوره جن ، آيه 13 - 15.
    226- سوره فصلت ، آيه 25.
    227- سوره احقاف ، آيه 18.
    228- سوره اعراف ، آيه 38.
    229- سوره اعراف ، آيه 27.
    230- سوره جن ، آيه 1 - 2.
    231- سوره احقاف ، آيه 29 - 31.
    232- كافى ، ج 2، ص 394 (طبع آخوندى ).
    233- سوره الرحمن ، آيه 56 و 74.
    234- سوره كهف ، آيه 50.
    235- سوره سباء، آيه 12 - 13.
    236- سوره انبياء، آيه 82.
    237- سوره ص ، آيه 36 - 38.
    238- سوره نمل ، آيه 17 و 39.
    239- سوره جن ، آيه 6.
    240- سوره جن ، آيه 8 - 10.
    241- سوره صافات ، آيه 8 - 9.
    242- سوره شعرا، آيه 210 -2

    Mr.Fisher
    ویرایش توسط alireza kamali : شنبه ۱۹ مرداد ۸۷ در ساعت ۱۶:۴۰

  3. #3

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    تهران
    سن
    45
    نوشته ها
    566

    پیش فرض

    در مجموع مي توان گفت جنيان :
    A- قبل از انسان‌ها بر روی زمین خلق شده بودند
    B - موجوداتي هستند ناپیدا كه از شعله آتش آفریده شده اند
    C - دارای تکلیف و مسئولیت هستند
    D - دارای ادراک و تشخیص حق از باطل و استدلال مي باشند
    E - قدرت نفوذ در آسمان ها و استراق سمع را داشته‌اند ولی از دسترسي به آن مكان منع شدند
    F - همانند آدمیان دارای حشر و نشر و معاد مي باشند
    J - عده اي از آنان مؤمن و گروهی کافر مي باشند
    H - مانند انسان ها در میان آنها نيز جن‌هایی یافت می‌شوند که از قدرت زیادی برخوردارند مي باشند
    I - قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارا مي باشند

    منبع:
    تفسیر نمونه‌ جلد 25،‌ صفحه 154 و 155

    Mr.Fisher
    ویرایش توسط alireza kamali : شنبه ۱۹ مرداد ۸۷ در ساعت ۱۹:۲۹

  4. #4

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    نوشته ها
    4,522

    پیش فرض

    سلام

    علاقه به مقولات عجیب و غریب و ناشناخته برای انسانها همیشه لذت بخش و دلهره آور بوده است . ولی همواره شوق دانستن و کنجکاوی درونی ما را به سمت غریبه ها و غرایب کشانده و هدایت کرده است .

    علاقه به مقوله موجودات نادیدنی از کوچکی تا جایی که یادم میاد در من وجود داشته . شنیدن در باره اش و یاد آوری اون ابتدا باعث ترس و اضطرابم میشد تا که کم کم رشد سنی به جراتم اضافه کرد و با ولع بیشتری به شنیدن داستانهای مربوطه از زبان عوام پرداختم . داستانهایی که معلوم نبود و نیست چقدر از حقیقت را در خود آمیخته دارند . ولی این مطلب چیزی از گیرای اون برام کم نمیکرد .
    تا اینکه توان خواندن و پیگیری رو بدست آوردم و با انبوهی از مطالب ضد و نقیض و آمیخته با خرافات مواجه شدم .
    اینکه جن چیه و کیه چیزی بود که همیشه منو بر سر شوق و اضطراب می آورد .
    چیزی که در گذشته یک عده اون رو مایه دردسر و بیماری انسانها میدونستند و با مراسمی سعی در خروج اون از بدن داشتند ، چیزی که در داستانهای عامیانه به عنوان جزئی از طبیعت قلمداد میشد و در مواقع و مراحلی ظهوری ملموس و ممتد در زندگی ما داشت و چیزی که در قران از اون به عنوان واقعیتی مسلم و روشنگر ذکر شده .
    هنوزم عشق به دانستن در باره اونا منو تحریک میکنه و برام شنیدن و خوندن از اونا لذت بخشه .
    از جناب کمالی در خصوص اطلاعاتی که ارائه دادند تشکر میکنم و اگر وقتی باشه سعی میکنم شنیده ها و مطالب در دسترس رو در اختیار دوستان و عزیزان تا حد امکان قرار بدم .
    همه کسانی که در این خصوص علاقمندند باید راهی دراز رو برای دریافت برداشتی درست از حقیقت طی کنند . امید وارم که این تاپیک بتواند ما رو در شناخت تحریف ها و دریافت بینشی درست یاری کنه .

    با تشکر

  5. #5

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,222

    پیش فرض پاسخ جن بزرگ به سوالات حضرت سلیمان

    حضرت سلیمان ( ع ) از پیامبرانی بود که خداوند او را بر جن و انس و ... مسلط نموده بود. روزی چند نفر از اصحاب خود را همراه یکی از بزرگ جن های گردنکش فرستاد تا چند ساعتی به میان مردم بروند و گردش کنند و سپس بازگردند و به اصحاب فرمود:

    در این سیر و سیاحت هر چه را از جن شنیدید به خاطر بسپارید و وقتی نزد من آمدید، برای من بیان کنید.

    آنها همراه آن جن سرکش حرکت کردند تا به بازار رسیدند:

    1) دیدند آن جن به آسمان نگاه کرد و سپس به مردم نگریست و سرش را تکان داد.

    2) از آنجا عبور نمودند تا به خانه ای رسیدند، دیدند شخصی از دنیا رفته و بستگان او گریه می کنند. آن جن وقتی که آن منظره را دید، خندید.

    3) از آنجا عبور نمودند و دیدند عده ای سیر را با پیمانه می فروشند ولی فلفل را با وزن ( و سنجش دقیق ترازو ) می فروشند، آن جن با دیدن آن منظره خندید.

    4) از آنجا عبور نمودند و به گروهی رسیدند. دیدند آنها ذکر خدا می گویند و به یاد خدا به سر می برند، ولی گروه دیگری در کنار آنها هستند و به امور بیهوده و باطل سرگرم هستند. آن جن سرش را تکان داد و لبخند زد.

    یاران سلیمان ( ع ) از این سیر و عبور بازگشتند و جریان را ( در 4 مورد فوق ) به سلیمان گزارش دادند.

    سلیمان آن جن را خواست و از او چهار موضوع زیر را پرسید:

    1) وقتی که به بازار رسیدی، چرا سرت را به آسمان بلند نمودی و سپس به زمین و مردم نگاه کردی و سرت را تکان دادی؟

    جن گفت: فرشتگان را بالای سر مردم دیدم که اعمال آنها را با شتاب می نویسند ولی انسان ها آنگونه با شتاب سرگرم امور مادی خود هستند.

    2) تو وقتی که به خانه ای وارد شدی، شخصی مرده بود و حاضران گریه می کردند، چرا خندیدی؟

    جن گفت: خنده ام از این رو بود که آن شخص مرده به بهشت رفت ولی حاضران ( به جای خوشحالی ) گریه می کردند.

    3) چرا وقتی که دیدی سیر را با پیمانه و فلفل را با وزن می فروشند، خندیدی؟

    جن گفت: از این رو که دیدم سیر را با آنهمه ارزش، که کیمیای درمان است با پیمانه می فروشند ولی فلفل را که مایه بیماری است با وزن دقیق به فروش می رسانند. از این رو ، از روی تعجب خندیدم .

    4) چرا درمورد آن دو گروه که یکی در یاد خدا و دیگری سرگرم لهو و امور بیهوده بود، سر تکان دادی و خندیدی؟

    جن گفت: زیرا تعجب کردم که دو گروه هر دو انسان، ولی اولی بیدار و در یاد خدا ، اما دومی غافل و سرگرم در بیهودگی. ( بحار ، ج 14 / حکایتهای شنیدنی ، ج 4 )


    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف: حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  6. #6

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,222

    پیش فرض پرسش و پاسخ هایی درباره جن ( قسمت اول )

    دوستان عزیز ؛

    از این به بعد در این قسمت ، به مرور برای شما پرسش ها و پاسخ های مطرح شده درباره جن رو قرار خواهم داد. سوالات مطرح شده از جمله سوالاتی هستند که ممکنه در ذهن خیلی از ما باشه و علاقمند باشیم که جوابهاشون رو بدونیم.

    ضمنا" در بین پست های پرسش و پاسخ ، گاهی داستانهایی واقعی رو هم درخصوص موضوع مورد بحث ( جن ) ، به خدمتتون تقدیم می کنم. امید که مورد توجهتون قرار بگیره.

    متشکرم

    ********************

    سوال ) معنای لغوی و اصطلاحی جن چیست؟
    جواب ) لفظ جن از استتار و پوشش گرفته شده و به هر چیز مخفی و پنهانی جن گفته می شود؛ مثلا" به بهشت که " جنت " گفته می شود به خاطر این است که زمین بهشت با درختان پوشیده شده است و به سپر هم " جنه " گفته شده برای این است که انسان پشت آن مخفی می شود و به جن هم " جن " گفته شده برای این است که این موجودات مخفی هستند و دیده نمی شوند. حتی به بچه در داخل شکم مادر هم " جنین " گفته می شود از همین باب است که دیده نمی شود و به دیوانه هم که " مجنون " گفته شده برای این است که عقلش پوشیده شده است.
    و اما معنای اصطلاحی جن ، همین موجودات نامرئی هستند که خداوند پدر جنیان را که از آتش بدون دود یا انرژی حرارتی آفریده که احیانا" هم دیده می شوند و دارای تکالیف و برنامه هایی هستند و حساب و کتاب و عقاب و ثواب خواهند داشت.

    س ) اگر به هر چیز پنهان و پوشیده ای جن گفته می شود پس چرا به ملائکه جن گفته نمی شود؟
    ج ) از باب اطلاق و تقیید است ، یعنی: درست است که اطلاق این جمله شامل ملائکه هم می شود اما اولا" عرفا کلمه جن را تقیید کرده اند به موارد مذکور و ثانیا" هدف از خلقت ملائکه ، دیده شدن در دنیا نیست بلکه تاریخ مصرف آنان در آخرت و بهشت و جهنم است که در آنجا هم دیده خواهند شد.

    س ) خلقت جن چگونه بوده است؟
    ج ) خلقت اولیه جن از آتش بوده چنانچه در آیه 15 سوره الرحمن و آیه 27 سوره حجر فرموده: جان را که پدر جن است از آتشی بدون دود و آتشی سوزان آفریده که احتمالا" آتش بدون دود همان انرژی حرارتی باشد که حرارت دارد اما دود ندارد ؛ چون در آیه 15 سوره الرحمن گفته: جان را از مارجی از نار آفریده و مفسران مارج را به آتش بدون دود تفسیر کرده اند که با همان انرژی حرارتی سازگار است ؛ والله العالم.

    س ) هدف از خلقت جن چه بوده؟
    ج ) خداوند در آیه 56 سوره ذاریات فرموده : من جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت و پرستش.

    س ) جنیان چقدر عمر می کنند؟
    ج ) عمر آنها خیلی طولانی است ( بحار ، ج 60 ) و شاید طولانی بودن عمرشان بخاطر سبکی و لطافت و عدم ثقالت و فشرده بودنشان باشد. یکی از افراد جن که قبل از آدم خلق شده و تا روز قیامت زنده است ، " ابلیس " است.
    پیامبر اکرم ( ص ) نیز یکی از نوادگان ابلیس به نام " هام بن ابلیس " را در یکی از کوه های مکه دید که به صورت پیرمردی است که با عصا راه می رود. از او سوال کرد که چقدر عمر کرده ای؟
    گفت: من از زمان حضرت آدم هستم و هنگام کشتن هابیل توسط قابیل شاهد بودم. بعد گفت: حضرت موسی به من تورات آموخته و حضرت عیسی به من انجیل آموخته و از آمدن تو خبر داده و بر تو سلام دادند و به تو ایمان آوردم. اینک تو نیز به من قرآن بیاموز. پیامبر اکرم ( ص ) نیز 10 سوره به او آموخت ( بحار ، ج 60 ) .



    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  7. #7

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    نوشته ها
    4,522

    پیش فرض

    سلام

    سايه هاي يه داستان از جن كه در زمان كودكي اون رو شنيدم و الان تا جايي كه ياد دارم براتون ميگم

    در روزگار قديم ، شبي فردي پس از اتمام كار روزانه به سمت خانه اش در حركت بود ، در مسير راهش باغي بود كه سالها كسي به تيمار آن نپرداخته بود و بوته هاي تمشك و علفهاي هرز اونو در بر گرفته بودند، طوري كه در نظر اول بيشتر به جنگلي از گياهان خودرو وحشي فرصت طلب ميمانست تا باغي لايق زندگي و گذر انسان .
    باغ در مسير فرد بود و ديد نماي شبانه اش تجربه اي مكرر در گذر او بود. اما امشب به هنگام گذر از آن اوضاع كمي فرق ميكرد. وقتي به نزديكي آن رسيده بود به نظر ميومد كه در باغ چيزي روشنه و نوري از اون به چشم مياد. همينطور كه نزديك و نزديك تر ميشد بر شدت نو افزوده و در كنارش به حجم صداي دريافتي از باغ نيز اضافه ميشد.
    نه او اشتباه نميكرد ، امشب خبري در باغ بود. بله به نظر ميومد كه در آن باغ مهماني و جشني برقراره ، ولي آخه چطور . تا همين صبحي كه از كنارش رد ميشد خبري در آن نبود و بوته ها و تيغها راه عبور هر عابري و از اون بدتر هر جانوري رو مسدود كرده بود. چطور طي اين چند ساعت چنين تغييري رو بوجود آورده و چه چيزي عاملش بوده رو نميتونست بفهمه و قبول كنه . بنابر اين حس كنجكاويش و كشش و گيرايي موضوع اون رو به سمت باغ هدايت كرد تا از نزديكتر بتونه اوضاع رو ببينه و از اون سر در بياره .
    كمي كه نزديك و نزديكتر شد ، ديد بله به نظر جشني در باغ جاريه و يك مهماني مفصل در اون برقراره ، اونقدر شلوغ بود كه كسي به كسي نبود و هر كس به كار خودش و لذت بردن از مهماني و ارتباط با ديگران مشغول بود.
    او ديگر در مهماني بود و مانند گيج و گنگ ها به مهمانها و آهنگ و پايكوبي و خورد و خوراكشان نگاه ميكرد و از آن لذت ميبرد و تعجبش از اين حضور و كيفيت به اوج رسيده بودكه ناگاه صدايي برخواست و خروسي از دور به خواندن آواز صبح شده خلايق برخيزيد پرداخت.
    و شنيدن صداي خروس همانا و يافتن فرد خود را در ميان انبوه بوته هاي وحشي همانا.
    نه اثري از سر و صدا بود و نه وجودي و حضوري از مهمانان. گويا خوابي شبانه بر او مستولي شده بود . ولي تنها يك چيز باقي بود . او چطور در ميان انبوه تيغ ها و بوته هاي تمشك و گياهان وحشي جاي گرفته بود . جايي كه در روز نه تصور دسترسي به آن و نه امكان حضورش در آن جا مقدور نبود .
    به نظر ميومد كه آواز خروس در صبحگاه زنگي بود بر پايان حضور اين موجودات لطيف در جلوه اي از تظاهرات بشريشون .
    ياد اوري اون منو هميشه در دوران كودكي به برداشت و باوري ديگه از باغ ها و مناطق باز و خلوت ميكشوند. تلنگري كه گويا حضوري ديگه در پشت پرده وجود داره كه شايد روز مانع ديدن اون براي من ميشه .

  8. #8

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,222

    پیش فرض پرسش و پاسخ هایی درباره جن ( قسمت دوم )

    س ) محل زندگی جنیان کجاست؟
    ج ) چون جن از آتش آفریده شده و جسمش بسیار سبک و لطیف و شفاف است ، بنابراین هم می تواند در زمین زندگی کند و هم هوا و هم داخل آب ولی در روی زمین معمولا" در خرابه ها و ویرانه ها و بیابان ها و جاهایی که انسان نیست ، زندگی می کنند.

    س ) جنیان چند نوع هستند؟
    ج ) روایت های مختلفی آمده که بعضی از جنیان بال دارند و در هوا پرواز می کنند و بعضی به شکل مار و عقربند و بعضی به شکل سگ می باشند و بعضی به شکل گربه اند و بعضی به شکل حشرات می باشند و شاید به شکل های حیوانات دیگر هم باشند ( سفینه البحار ، ج 1 ) .

    س ) صنف های جنیان کدام است؟
    ج ) یک صنف از جنیان به نام " سعلات " یا " سعلاء " هستند که در روز دیده می شوند و آشکار می گردند و یک صنف " غول " هستند که شب دیده می شوند و معمولا" غول ها در بیابان ها هستند و یک صنف هم به نام " قطرب " هستند که تمام شب را مانند پرنده در حال پرواز می باشند و صنف های دیگری هم هست که احتیاجی به ذکر آنها نیست ( بحار ، ج 60 ) .

    س ) آیا بختک صحت دارد؟
    ج ) چیزی تا کنون در روایات به اسم بختک ندیده ایم ولی از اینکه در روایات زیادی از تنها خوابیدن مذمت شده و مکروه شمره شده است و سفارشات زیادی کرده اند که انسان حداقل با یک نفر دیگر و یا بیشتر بخوابد ( دارالسلام نوری ، ج 3 ) .
    وقتی که انسان تنها بخوابد ، دچار توهم و ترس می شود و چه بسا با هر صدایی وحشت کند و عقلش را از دست بدهد و یا برای اینکه اگر دچار مریضی حاد و سکته قلبی و ... شد کسی همراهش باشد که سریع او را به بیمارستان برساند و احتمال هم هست که بخاطر بختک باشد.
    مخصوصا" که بعضی می گویند: بختک یک نوع خیلی ضعیف از جن است که دوست دارد روی افراد تنها بخوابد و آنان را بغل بگیرد؛ چون در بعضی از روایات هم آمده که غذای بعضی از جنیان ، بو کردن و بغل کردن انسان هاست.
    بنابراین احتمال بختک منتفی نیست ، بخصوص اینکه افرادی می گویند: بختک بارها و بارها در شب هنگام و موقع خواب و در اتاق تنها روی آنها افتاده که اصلا" اهل ترس نیستند تا بگوییم از ترس تنهایی دچار توهم شده اند از جمله پدر اینجانب که اصلا" نمی ترسد بارها بختک رویش افتاده و خود من هم چندین بار که تنها خوابیده ام به چنین حالتی دچار شده ام ، مخصوصا" یکبار ، بیدار هم بودم و در رختخواب دراز کشیده و برق را خاموش کرده بودم که صدای خش خشی شنیدم . بعد احساس کردم روی پاهایم سنگین شد. بعد روی بقیه بدن به طوریکه هرگز قادر نبودم حتی دست و پای خویش را تکان بدهم . بعد یادم افتاد که بسم الله بگویم . بسم الله گفتم . دیدم بلند شد و رفت اما چیزی را ندیدم و همه کسانی که بختک رویشان افتاده ، همین گونه تعریف کرده اند و الله العالم. روایتی هم در بحار است که شاید موید این معنا باشد ( بحار ، ج 60 ) .

    س ) آیا جنیان مرده هایشان را دفن می کنند؟
    ج ) خیر ، چون مرده های جن از خاک نیست تا پس از مردن بگندد و احتیاج به دفن داشته باشد و اساسا" چون آنان از خاک نیستند ، اعتقادی هم به خاک ندارند. اما در عین حال چندین روایت می گوید که بعضی از آنها از جمله یکی از 9 نفری که قرآن خواندن رسول خدا را شنیده بودند ، در حضور عده ای از مردم ، مرد و آنها او را کفن و دفن کردند. بعدا" جنیان دیگر از آن مردم تشکر کردند اما در هیچ روایتی نیامده که خود آنها هم چنین می کنند ( بحار ، ج 60 ) .



    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  9. #9

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,222

    پیش فرض رازگویی امام رضا ( ع ) با شخصی ناپیدا

    حکیمه دختر امام کاظم ( ع ) می گوید: برادرم حضرت رضا ( ع ) را دیدم در انبار هیزم ایستاده و آهسته سخن می گوید ، من کسی را در آنجا غیر از حضرت رضا ( ع ) نمی دیدم ، تا اینکه به آن حضرت عرض کردم:

    با چه کسی گفتگو می کردی؟

    امام رضا فرمود:

    این شخص ، عامر زهرانی ( از بزرگان جن ) است ، نزد من آمده و سوال می کند و از بعضی شکایت می نماید.

    حکیمه: ای مولای من! دوست دارم سخن او را بشنوم .

    امام رضا: اگر تو سخن او را بشنوی تا یکسال ( بر اثر ترس و هراس ) تب می کنی.

    حکیمه: در عین حال دوست دارم صدای او را بشنوم.

    امام رضا: بشنو .

    حکیمه: من گوش دادم، صدایی مانند سوت شنیدم و تا یک سال به تب مبتلا گشتم ( اصول کافی ، ج 2 )


    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

  10. #10

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۹۸-۰۵-۰۱
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,222

    پیش فرض پرسش و پاسخ هایی درباره جن ( قسمت سوم )

    س ) آیا جنیان سرما و گرما را می فهمند؟
    ج ) خیر ؛ چون بدنشان از آتش است لذا در هر محیط سردی قرار می گیرند پیرامون خودشان را گرم می کنند و در محیط های گرم هم که هیچ مشکلی ندارند ، زیرا گرما خودش اثر آتش است و منافات با آتش ندارد. ( دانستنی هایی درباره جن ، ص 19 تا 23 )

    س ) آیا جنیان بیمار می شوند و احساس درد می کنند؟
    ج ) خیر ؛ بیماری و درد در اثر سنگینی وزن و فشردگی بدن است درحالیکه آنان موجوداتی بسیار سبک و لطیف هستند و اساسا" بیماری و درد از خاک نشأت میگیرد که آنان از خاک نیستند. ( دانستنی هایی درباره جن ، ص 19 تا 23 )

    س ) آیا جنیان احساس خوشی و ناراحتی می کنند؟
    ج ) بله ، چون خوشحال و ناراحت شدن از اثرات عالم ماده نیست بلکه مربوط به روح و عالم روحانیات و مجردات است لذا فرشتگان هم که از نور هستند احساس خوشحالی و ناراحتی دارند و برترین خوشی ها و خوشحالی ها در بهشت و بالاترین ناراحتی ها در جهنم است.

    س ) علت دیده شدن جن چیست؟
    ج ) چون جن از خاک آفریده نشده بلکه از عناصر سبک مثل آتش و هوا و ... آفریده شده لذا خیلی سبک و لطیف است و قابل رویت نمی باشد اما وقتی به عنصر زمین نزدیک شوند دیده می شوند ولی چون جنیان عقل و فکر دارند و می دانند که ما انسان ها از آنها می ترسیم دیده نمی شوند؛ زیرا دیده شدنشان باعث مرگ و میر و سکته بیننده خواهد شد و آنان راضی به اذیت و آزار ما نیستند ولی اگر ما به آنان ضرری بزنیم چه بسا آنان نیز دیده شوند تا باعث ترس و وحشت ما شوند. معمولا" دعا نویس ها با نوشتن دعاهای سنگین به آنان ضرر می زنند. آنان نیز تلافی می کنند. از باب نمونه من دو نفر را می شناسم که یکی برای من تعریف می کرد که : شبی به حمام قدیمی می رود. می بیند به طرف او آب می پاشند. خیال می کند دوستانش هستند. اسم چند نفر را می آورد . می بیند نخیر جواب نمی دهند اما پاشیدن آب ادامه دارد ، یک دفعه می گوید ، نکند جن باشد . بسم الله می گوید. می بیند یک موجود سراسر سفید و درازی از روشنایی حمام بیرون رفت. بعد از آن حدود 40 روز مریض می شود. لازم به ذکر است که او اصلا" آدم ترسویی نیست بلکه مرده های محل را او می شوید.
    و فرد دیگر هم دعانویس بود که جن ها او را بردند و اطراف امام زاده ای در بیابان خفه کردند.
    محقق ثانی در جامع المقاصد می گوید: علمای شیعه اجماع دارند که جن قابل رویت است اما علمای سنی منکر این حقیقت می باشند و می گویند جن دیده نمی شود. ( بحار ، ج 60 )

    س ) چرا جن را بعضی دیده اند و همه نمی بینند؟
    ج ) جن چون از آتش آفریده شده و نه از خاک لذا جسمش بسیار سبک است و مثل ما بدنش فشرده نیست تا دیده شود بلکه مثل هواست و ملکول های بدنش از هم خیلی فاصله دارند ؛ همانطور که هوا قابل رویت نیست اما اگر متراکم شود هم وزن پیدا می کند و هم حجم مانند اکسیژنی که در کپسول های هوا موجود است و یا هوایی که در آسمان فشرده می شود به صورت ابر در می آید که هم دیده می شود و هم وزن و حجم دارد. جن نیز گاهی اوقات فشرده می شود و قابل رویت می شود. منتهی فشرده شدن جن در دست خود آنهاست که چه وقتی و در مقابل چه کسی و در چه مکانی فشرده و ظاهر شوند. البته یک نوع از جن چنین هستند. ( بحار ، ج 60 )



    برگرفته از:

    کتاب داستان های شگفت انگیزی از جن / تألیف حیدر قنبری
    http://www.raazebaghaa.com/image.php?type=sigpic&userid=2&dateline=1202073866

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •